Machine transcription
فصل چهارم
(۱۲۸)
بروسیه بفرستد که بین آنها و دولت روس قراری بگذاریم والا پیشین شاهد
مینمایم که روزی شکر روس نزدیک (اور گنج) خواهد رسید و شما معدودی شکر
بجهت محافظت خود دارید نمیتوانید باچنین دولت بزرگی بجنگید خان در باب صحبت
این نصیحت بامشیران خود مشورت نمود ولی چون اهالی آنجا هیچوقت قوت بلیک دزدی
را ندیده بودند متفق نشده گفته اگر روسیه نزدیک (اور گنج بیایند مرگ برای آنها
آماده است وزیر نزد من مراجعت نموده این پیغام را آورده گفت خان و چند نفرازرعای
تدبیر شما را پسندیده اند ولی علت جواب فو قراداده اند من گفتم در صورتیکه اهالی اینجا اینجور
جاهل و بی اطلاع باشند نمیتوان میان آنها اقامت نمود از شنیدن این حرف و زیر اظهار
داشت خان خیال دارد دختر خود را بشما تزویج نماید تا بمرو را یام اهالی بخب
نصیحت شمار ا قبول نمایند جواب دادم اگر خواهش خان را در باب این وصلت
قبول نمایم اهالی اینجا زود بامن حسد خواهند ورزید علیهذا بجهت من خوب نیست اینجا بمانم
میخواهم بخارا بروم وزیر را از این اراده ملوک را دیده گفت پادشاه بخارا همراهان شما
که آنجا رفته اند مخارج یومیه آنها را درست نمیدهد پسر عموی شما (اسحاق خان) را
هم بس نظر داشته است و نیز وزیر لمن صلاح داد همراهان خود را بخارا بخوانم ولی جهت
رفتن اصرار کردم گفتم آنجا کار دارم و خواهش کردم بجهت من از خان اجازه رفتن بگیری
وزیر مراجعت نموده وعده داد روز بعد جواب بیاورد روز دیگر جواب آورد گفت
اگرچه خان بمفارقت شما میل ندارد ولی اگر اضرار میکنید مجبور است شما را
بگذارد بروید فقط دو روز صبر کنید تا تمهید مسافرت نماید و ه شود روز سوم یکصد و پنجاه
شتر با آذوقه و چادر و فرش خان بمن داد وقتی بجهت خدا حافظی رفتم از رفتن من خیلی
اظهار تاسف نمود بعد از مسافرت بخروزوار دکناره جیحون شدم از سرحد
م از
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
