Machine transcription
فصل چهارم
(۱۲۷)
همراه پدرم (محمد امین خان) در زمانیکه در بلخ بود با پدر شما خیلی دوست بود و خدا را
شکر میکنم که ما و شما یکدیگر را ملاقات نمودیم نیز خان مذکور خواست دو شهر از هفت
شهری که تحت حکومت او بود بمن بدهد و اظهار داشت هر وقت ببلخ بروید صدهزار
سواره و پیاده با شما خواهم فرستاد که شهر بلخ را بجهت شما فتح نمایند بجهت اینکه
ما دوست و همسایه یکدیگر بوده باشیم بجهت این گذشت کریمانه او اظهار امتنان نمودم
و گفتم بعد از چند روز جواب خواهم دادم و نیز بعضی اظهارات بطور نصیحت دوستانه
باو خواهم کرد که بجهت او مفید خواهد بود بعد خداحافظی نموده نوکر خان که از من راه بلدی
میکرد گفت خان منزل خود را بجهت شما حاضر نموده است و همراهان من در باغ مذکور
میباشند این منزل و باغ تقریباً دویست قدم از شهر دور بود و عمارات خیلی
خوبی داشت بعد از دو ساعت خزانه دار خان آمده گفت که خان بمن فرموده است
هر قدر پول لازم داشته باشید تا دویست هزار اشرفی بشما بدهم وزیر هم تصدیق
این پیغام را نمود در جواب گفتم خداوند خان را بجهت این مردانگی کامگار و پایدار
داشته باشد نمیدانم بکدام الفاظ تقریر نمایم چقدر ممنون احسان خان هستم دویست
هزار اشرفی را میخواهم چکنم مخارج یومیه من فقط روزی سی قِران است روز بعد خزانۀ
دار یکهزار اشرفی آورده گفت خان فرموده است که هر روز همین مبلغ را بشما تقدیم
نمایم آخرالامر اشرفیها را قبول نموده و بشخص مذکور گفتم این وجه را بخاطر من بسپارید
با وجودیکه بشار الیه گفته بودم که مخارج یومیه من روزی سی قِران است ولی هر روز
همین مبلغ را میآورد بعد از پنجروز وزیر بجهت جواب اظهارات خان و نیز بجهت
نصایحی که باو وعده داده بودم نزد من آمد جوابی که دادم این بود که اگر رجال دولت
قبول نمایند بخیال من کار عاقلانه ایست که خان مرا با چند نفر از اشخاص محرم خود بیلکچی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
