Machine transcription
۹۶
فصل چهارم
کامیابی ما این بود که ما بکابل پیش میبریم (شیرعلیخان) پس از رسیدن ششگانه
تقریبا یک ذرع برف بزمین افتاده و آذوقه تمام و آفتاب هم نیست برخلاف او مادر
صحرای صافی که آفتاب گیر بود افتاده بودیم و در اینجا برف هم نبود و آذوقه بسیار
هم داشتیم یک روز شترهای خود را بر حسب معمول بمقراولی دوفوج سرباز
نظام و شش توپ بجهت آوردن آذوقه فرستادیم بغته با ده هزار سوار از
سوارهای (شیرعلیخان) متلاقی شدند اتفاقا در آنوقت من با دوربین نگاه میکرد
دیدم جمعیت زیادی از دشمن نزدیک میآید فورا دو هزار سوار بکمک مامورین
آذوقه فرستادم این سوارها بلا درنگ خود را بمحل مذکور رسانیده از عقب شمشیرهای
کشیده بدشمن حمله نمودند از رسیدن این کمک مامورین آذوقه قوت قلب پیدا کرده
با توپهای خود خیلی بدشمن صدمه وارد آوردند دشمن بواسطه اینکه محصور شده بود
تعداد زیادی از آنها تلف گردید جبتش این بود که سوارهای (شیرعلیخان) مجاز
و مشق ندیده بودند در فرار کردن بروی یکدیگر می افتادند از این سبب تقریبا یکهزار
اسب با چهار عراده توپ و اسرای زیاد دستگیر شدند همان شب (شیر علیخان)
دو هزار سوار را مقرر داشت بمالهای بنه ما که در نانی و شاندیب تحت سایت
(فتح محمدخان) نام بود حمله نمایند من از این فقره اطلاع یافته جاسوسین را فرستادم که از
منزلگاه شبانه انها اطلاعات بیاورند و دو هزار سوار و شش توپ قاطری و ششصد
اسپی با دو فوج پیاده نظام و پانصد نفر سر باز ردیف را بسرکردگی (عبدالرحیمخان)
و (جنرال نصیر خان) فرستادم که بغته بسر آنها بریزند مامورین من تمام شب را
رفته قبل از طلوع صبح بدشمن رسیده آنها را فرار داده بودند این زد و خور دانقدر مفید
واقع شد که سوارهای هراتی هرات و سوارهای قندهاری بقندهار فرار نمودند و سه هزار
و کشته
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
