Machine transcription
فصل چهارم
۹۷
نفر کشته و زخمی و اسیر کند اشد بعد از این کاغذی بصاحب منصبهای نظامی لشکر (شیر
علیخان) نوشتم که من همیشه شما را خیلی دوست دارم نمیدانم چرا شما با من مخالفت مینمائید بجواب
اظهار داشتند از عموی شما متنفر هستیم و از تعدیات او بجان آمده (بشیر علیخان) ملحق شدیم
ونیز نوشتند هرگاه عموی شما با شما باشد از شما اطاعت نخواهیم کرد این کاغذ را بعمویم
نشان داده گفتم تا وقتی من در کابل بودم اشخاص راضی بودند و این از سوء رفتار شماست
که آنها را واداشته است بمخالفت ما بر خیزند عمویم جوابی نداشت بدید خلاصه چون (شیر علیخان)
از بابت آذوقه بزحمت بود از مقام خود حرکت کرد ببازناخوان که متصل شش گاو میباشد
و شش هفت قلعه در آنجا هست آمده و از این حرکت قادر تحصیل آذوقه گردید در اینوقت
عمویم خیال کرد که مصلحت چنین است (بزاخوان) حمله ببریم و اگر آنجا را متصرف شویم
(شیرعلیخان) نخواهد توانست آذوقه تحصیل نماید من خیلی کوشش کردم بعمویم حالی نمایم
که حرکت کردن از مقامیکه داریم در این هوای سرد که یکندع برف بزمین افتاده سنتی
خلاف عقل است و ناممکن است در آنجا بتوانیم سنگر ها بسازیم و سوارها نمیتوانند شب را
در چنین برفی در بیابان طاقت بیاورند عمویم با همان لجاجتی که همیشه داشت از قبول کردن اینکه
تدبیر من صحیح است انکار نمود و اصرار کرد که حتماً حمله نموده قلعه جات (بازناخوان) را متصرف
شویم اردوی (شیرعلیخان) نسبت با ردوی ما باین قلعه جات نزدیکتر افتاده بودند در صورتیکه
من نمیتوانستم این قلعه جات را در ظرف چند ساعت بگیرم البته مفید بود ولی احتمال قوی داشت
(شیرعلیخان) موقع را غنیمت دانسته با تمام لشکر خود بوقت طلوع صبح بمن حمله نماید و اگر قبل از طلوع
صبح من قلعه جات مذکور را تصرف نکرده باشم امید کامیابی بجهت ما خیلی کم خواهد بود و نیز
لازم بود لشکر همه روز در برف طی مسافت نمایند و لا بد کار بشب میکشید علاوه بر این باید
نصف لشکر خود را نزد عمویم میگذاشتم و نصف دیگر بجهت مقابله (شیرعلیخان) مکفی نبود
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
