Machine transcription
فصل چهارم ۹۵
گرفتن راههای کوه هندوکش و کابل بود نمیتوانستم حرکت نمایم خیال خود را بعمویم
بصحت خیال من متقاعد شده بغوری نزد من امد و از او پذیرائی کردم خیلی مایل بود
که کابل را مجدداً تصرف نماید و اصرار داشت که بمخالفت (شیرعلیخان) لشکرکشی نمایم
من اظهار داشتم مسئله که نهایت اهمیت را دار د این است که باید بآبها رحصه نمایم
زیرا که در این سردی زمستان نمیتوانم کاری از پیش ببرم عمویم کمانی التباقتی اعتنای
بحرف من نکرده گفت اگر فوراً حرکت ننمائی بطرف بخارا خواهم رفت من بعمویم وعده
دادم که در ظرف ششماه بجهت جنگ حاضر خواهم شد و خیلی سعی کردم او را و ادارم
از خیالات من پیروی نماید ولی ابداً فایده نبخشید لهذا مجبور شدم از راه (بدقاق دقتکی)
عازم بامیان شده از آنجا وارد گردن دوال شدیم در اینجا سه هزار سوار هراتی از
(شیرعلیخان) مقیم بودند رسیدن من این سوارها بطرف چشمه فرار نمودند لشکر من
چنین صلاح دادند که آنها تعاقب نمایم تا (شیرعلیخان) بی پا شود من هم باین صلاح یه
آنها متفق شده ولی عمویم انکار نمود و اصرار کرد از راه نور و دره سوخته بغزنین برویم
چون سردی هوا خیلی شدت داشت بعد از زحمات زیاد وارد غزنین شدم (خدای)
نظر خان در وقت قلعه غزنین را مستحکم نمود و ما در روضه اردو زدیم عمویم
قبلاً پسر خود (سردار محمد سرورخان را نزد (سرفراز خان غلیجائی) بطرف تازیان
فرستاده بود و نیز چون عمویم بوفاداری رعایای (اندره) خیلی مطمن بود و ولا
آنها کنترل با ما مسافت داشت از آنها استمداد نمود اگرچه بعد از چند روز مقداری
با اردوی ما آمدند ولی از دادن کمک و قبول کردن خلاصهای ما انکار کردند در اینجاهم
عمویم گول این اشخاص را خورد وقتی (شیرعلیخان) مطلع شد که ما در غزنین سپام
بمخالفت مالشکر کشید و این فقره برای ما خیلی نامساعد بود زیرا که بهترین موقع بجهت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
