Machine transcription
(٤٤٢)
«خاقانی ضیاءاندوز کاشانة او شده از ابتدای هذه السنة مبارکه توشقان ئیل سال خرگوش»
«او را در عوض مرحوم [صافی سلطان] والدش که فوت شده برتبة خانی چهار دسته »
«سرافراز مواجبی که در وجه والدش مطابق وکما کان در وجه او پرداخت و بر قرار »
«فرمودیم که هر ساله مواجب خود را بدستور والدش بازیافت نموده بتقديم خدمت دیوانی
«قیام نماید و نیز عالیجاه علی محمد خان هزاره را برتبة سلطانی چهاردسته سر افراز و »
«مواجبی که از سابق داشته در وجه او بر قرار دانسته احدی را باموز آنولادخل وز بوعی»
«نیست مقرر آنکه خوانین و کدخدایان و رعایای هزاره جاقوری از تاریخ هذا عا ليجـاه
«حسن خان مشاراليه راخان چهاردسته بالاستقلال خود دانسته عالیجاه علی محمد خان را»
« سلطان و از سخن وصلاح حسابی آنها بیرون نروند . »
«مستوفیان عظام کرام دیوان اعلی صورت رقم مبارك را در دفاتر جلود لا زمه ثبت »
« وحسب المقرر معمول داشته بر عهده دارند . ... سنه ۱۲۲۱ »
توضیح : ازمتن فرمان اعلیحضرت زمانشاه غازی در سال ۱۲۱۰ ه ق یعنی سا ل
چهارم سلطنت شهنشاه موصوف که بعنوان صافی سلطان هزاره نوشته شده است معلو م
میگردد که اولا" عنوان حکام قومی افغانستان عالیقدر بوده و سر کردگان ملی را به
لقب سلطانی هم یاد میکردند و از اینکه اشارت مینماید که از قرار شرح رقم سلطان مبرور
یعنی [ اعلیحضرت تیمورشاه ] واضح میشود که در عهد اعلیحضرت تیمورشاه و قبل از آن
محال و ولایات افغانستان در تحت امر یکی از اعاظم وطن با ذن پادشاه عصر اداره میشد که
همانا از جملة حكام ملی دوسه تن صافی سلطان و حسن خان و علی محمد خان هزاره جا قوری
بودند و بحکومت عطائی و جاقوری و پشهی و باقوجری و کرمانی میپرداختند و علا و تا
مسئولیت حسابی و ارتباط مستقیم محلی به دیوان اعلی) نیز ثابت میگردد .
حاکم علاءالدین و خواجه عمری و تنه خاتون
من محال هزاره جات کا بل
طوریکه در فصل پیش مذکور شد شهریاران درانی زمام حکومت محلی هر طایفه را بیکی از
شخصیت های با کفایت خودایشان مفوض میداشتند و برسبیل مثال از جملة باشنده گان امپراطوری
افغانستان در زمره حکام محل از قوم هزاره که باستناد فرمان برسمیت شناخته شده اند
يكتن فضیلت خان) بوده است و بنواحی موسوم به علاءالدین و خواجه عمری و تنه خاتون
سرافرازی یافته و در سال وفات اعلیحضرت احمد شاه غازی و جلوس اعلیحضرت تیمور شاه
فرمان برقراری او از حضور شهزاده سکندر آخرین فرزند احمد شاه کبیر در زمانی که
بعهدة امارت کابل وهندوستان اشتغال داشت شرف اصدار بخشیده است و معلوم است که
در دوره تیمورشاهی و زمانشاهی نیز همان شخص بدین عهده دوام داده است و چون بقرار
قانون دوره امپراطوری درانی حکومت محل بيك شخص و بعداً بوارث آن سپرده میگشت
بدین استناد میتوان گفت مناطق مذکور در عصر زمانشاه یا خود فضیلت خان و یا او لادش
تعلق داشته است واينك متن فرمان شهزاده سکندر نائب السلطنة احمد شاه را در کشور هند
که بدین منزلت افتخار و در سال ١١٨٦ ه ق بكابل تمکن داشت و بفص خاتم آن شهز اده و
سردار جهان خان فوفلزائی سپه سالار زینت یافته است ثبت تاریخ مینمائیم :
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
