Machine transcription
قدمبوسی را ناچیز پنداشته مانند طالع خود برگشت آنحضرت که ضمیر منیرش آئینۀ جهان
نماست بموجب اتقوا من فراسة المؤمن فانه ینظر بنور الله از جبین احوال او مابطن آن
بی سعادت و بدبخت دریافت که در سر خلاف و خیال نفاق و شقاق داردند اول آنکه وظیفۀ مهمانداری
و پیشکشی که از لوازم بود بجا نیاورد . دوم آنکه هر کس که از آن طرف به عقبه بوسی
می آمد مانع بود که گویا به مقدمه و مقاتله رفته منتظر اشاره می باشد سوم آنکه در بند و
بست و دستگیر نمودن حضرت اعلی که محفوظ به حفظ ایزدی و محروس به حراست لم یزلی
تا ابدالآباد باد بودند اگر چه غازی محمود در مزار شریف ملازم رکاب سعادت بودند لیکن
از هیبت و مکنت آنحضرت جرئت برین امر محال نمی توانستند بعد از توقف سه شبانه روز در
آن منزل متبرك نهضت فرمای تاشقورغان شدند چون آن موضع از اشراق انوار وجه مبارک
پرتو تازه یافت سردار محمد افضل خان را از غصه دل طپیده با آنکه از حرکات
ناهنجار ونفاق وشقاق امتناع میشد خواست تا حکومت ترکستان بر او ارزانی فرمایند و
خام های گرانمایه پوشانده در اقران سر فرازی بخشد حضرت اعلی در توژك مبارك خود
نوشته که در پنجا خیال تخلف وشرارت او واضح تر گردید تفصیل این اجمال آنکه در آمدن
از تعجیل عذر بیجای پیش گرفته خود را به تمارض انداخت اما چون چاره ندید ناعلاج رو به
آستان بوسی نهاد و پسر خود عبدالرحمن خان را بر حرکات نامناسب گماشت و آن ناخلف
هر شب هزار سوار به کوتل عبدو که در میان مزار وتاشقورغان است فرستاده مردم اردوی
کیپاهیوی که از تاشقورغان به زیارت مزار فایض الانوار می رفتند تاراج نمود قریب هزار
نفر را تاراج و سه نفر مقتول و پنچصد نفر اسیر نمود هرچند سردار محمد افضل خان را تنبیه
نمودم که آن بی سعادت را ازین اطوار باز دارد فائده مرتب بران نشد و نیز بعضی از
سپاه پلتن که عادت این فرقه کوتاه اندیش است چون می گریختند و به غضنه پل می رسیدند
نوازش می یافتند هرگاه آدم فرستاده می طلبیدم به جواب صاف می پرداخت بلکه فرستاده
را نیز اسیر می نمود وعرایضهای میرغضنفر خان ازبك که سابق در تهته پل به طور برعمالی
درنزد سردار محمد افضل خان بود چون نوبت حکومت به نیازمند در پناه الله رسید ملك
اندخوی را براو ارزانی داشته عیالش را از عبدالرحمن خان خواستیم برایغ همایون دارد
وفرستاده را محبوس نمود وعلاوه برین خطوط برادر بی مهر گرفتار گردید که به جهت مردم
قطغن نوشته بود که چون امیر از تاشقورغان نهضت فرمای کابل گردد شما عقب اردوی ویرا
نگهدارید و به طریق المانی هرچه بدست آرید مال خود دانید.(۱)
بنابرین امورات قلع فساد و قمع عناد او منحصر در بردن او با خود نقویض ملك
به دیگری ندیدم ازین سبب او را بار دیگر به خانۀ خود نگذاشتم و به گذاشتن پهره ای پلتن
ویرا نظربند نموده حکم فرمودم که کسی با او رفت وآمد نماید.
(۱) در نسخۀ خطی بعد از ختم سطور فوق پوره دو صفحۀ کتاب یعنی صفحات ۲۰۶ و ۲۰۷
سفید باقی مانده است.
(٧٤)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
