BrowseGulshan-i amārat → page 84

Page 84

Gulshan-i amārat · pages 1–209


Page image — the source of record

Scanned page 84 of Gulshan-i amārat

Machine transcription

گل بیست و سوم در ذکر امورات چند که بباعث مثل بر حبس سردار محمد افضل خان و انمام حکومت او از تقدیر خالق منان و گریختن عبدالرحمن خان بصوب بخارا و سپردن مملکت ترکستان به سردار فتح محمد خان) یکی از عواطف باری وبدایع صنایع آفریدگاری جل جلاله که شکر آن از لوازم وسپاس آن از فرائض است در حق بندگی حضرت اعلی آن است که هر که عرصه سینه به نور متابعت او روشن سازد ودست امید دردامن آن دولت جاوید زند و پای اطاعت در دایر مطاو عت او گذارد و سر اخلاص و اعتقاد در ربقه اذعان و انقیاد او در آرد عروس اقبال موکب او را جلوه کشان استقبال نماید و قهرمان دولت پای کوبان پذیرا فرمان او شود و برعکس این قضیه هر کس در خدمت این در گاه کیوان رتبت به درقی سرنایستد ویسان مرکز در بندگی حضرت آسمان رفعت قدم ثابت ندارد و بسهول خفت و اندک فرصت پای از دائرة سروری و سرداری بیرون نهد و از اوج کامگاری به حضیض مذلت وخواری افتد مقصود از تحریر این واقعه بیان احوال سردار محمد افضل خان است وصورت این حادثه چنان است که حضرت اعلی که شیوه حمیده و طریق پسندیده او مقصود است بر آنکه ابواب عنایت بر روی جهانیان گشاده دارد و با خویشان و قرابتان رسم معاش و معاشرت بر مقتضای آیه کریمه قل لا اسئلكم اجرا الا المودة في القربا و اخفض بمرحمت و مهربانی و شفقت گذارد هر گاه در حال هر کدام خللی بیند آن دفع نماید و در تحصیل مرادات ایشان لحظه غافل نباشد و مجموع به محل بر آورد فرزند دلبند از مواهب حضرت ایزدی بهره مند گرداند به تخصیص نسبت به سردار محمد افضل خان که تا امید عبقین مکان انار الله برهانه از منزل فانی به سرای جاویدانی رحلت کرده از غربت سرای هیولا روی به وطن مالوف از جمعی آورد آنحضرت بلخ و تخته پل را بجميع توابع ومضافات آن بی مناقشه به او گذاشت و پیوسته صلة رحم نموده در ترتیب جانب او می افزود تا که در آن دیار قوت و شوکت بسیار گرفت ورپل و الوس دخيل وخدم و عبید و حشم گرد آورد. کار او رونق زیب و نسق تمام پذیرفت تا که عاقبت به وسوسه جمعی خوش آمدگوی و فریق بی عاقبت بدادجوی به غلبه اتباع و عدت وكثرت جيوش و شوکت مغرور گشته از دغدغه ما ينفع العدة اذا انقضت المدة غافل مانده گردن از طوق اطاعت پیچیده و فرمان آنحضرت را پیش نظر نیاورده سر از حلقه متابعت کشیده ورسید به او آنچه رسید مجمل این مفصل آنکه چون حضرت اعلی وارد مزار فائزالانوار شد سردار محمد افضل خان را برای تسلی اولاد اور خصت تخته پل فرموده سردار عبدالرحمن خان را به جهت نوازش در حضور لامع النور طلبید آن بی سعادت چون به حضور رسید شرف (۷۳)

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Gulshan-i amārat, page 84. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0963/84 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0963/84
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record