Machine transcription
قدم بر جادۀ خدمت گذاری وطریقۀ چاکری وفرمان برداری نهاده بر آن راسخ وثابت بود
و روز بروز بر معارج دولت ومعارج سعادت ترقی فرمود وهر کس خیال کج را به خود راه داد
و از شیوۀ راست پای بیرون نهاد بالضروره در ورطۀ هلاك افتاد آری .
و لايحيق المكرالسيء الاباهله
رباعی
برسید زمن یکی که این راه چون است گر راست روی مبارك وميمون است
ورزا نکه بر طریق نا شاسته روی آن مار هزار نیزه بالا خون است
تحریر این حکایت و تقریر این روایت آنکه بنده گان حضرت اعلی که اعلام خیام
دولت واطناب سرادقات سلطنت او به اوتاد ثبات محکم باد در توك مبارك خود بیان این
مدعا و تحریر این ماجرا بدین نمط ادا فرموده که چون فصل ربیع سنه ١٢٨٠ داخل
گردید و از فیض بهار وضع دوران در انقلاب ومزاج اخوان در اختلاف یافتم دانستم که
خیال سر کشی و بغاوت جوشی دارند مصلحت چنان دیدم بودم که چون راه ترکستان از برف
خلاص شود سردار محمد افضل خان را از بلخ طلبیده امرا ما رت را قلادۀ گردنش نموده
جانشین والد ماجد مرحوم نمایم و خود اطاعت او را قبول کرده هر چه امر نماید بعمل آرم
درین اثنا که افغانان او گرفتار شده بدست بنده در گاه اله رسانیدند که برای ناظر حیدر خان
آدم خود که در زمستان به کابل آمده نوشته بود مضمون اینکه نگاشته بودی که آنچه
وعده نقد که به جهة برادران و خواتین فر مایش کرده بودند رساندم و نامۀ قرآن مجید مهر
کرده و عهد و پیمان بستم و مقرر نمودند که برسیدن سردار محمد افضل خان
امیر شیر علی خان را جواب داده او را به پادشاهی بر می داریم
این معنی موجب نهایت اضطراب گردید نه مرغ . من در چه خیالم وفلك در چه خيال .
ومقرون این حال پسر محمد اعظم خان نیز راه فرار سپرده شريك بغاوت پدر خود بناو
پیوست .
سردار محمد اعظم خان با وجود آن که چند بار امور ناشایسته و افعال نا یافته از اوبه
وجود آمده بود آن حضرت بنابر کمال مرحمت وغايت عاطفت درین معنی صبر و تانی کار
می فرمود و همواره انواع نوازش و اصناف عواطف غائبانه درباره او اظهار می نمود اما
او بحسب سودای فاسد استقلال حکومت که در دماغ جای داده بود در تهیۀ اسباب بغی
و طغیان می کوشید و هر چند امارت پناهی وحضرت ظل الهی او را از طریق عناد به جادۀ
صلاح وسداد دلالت کرده شومی تمرد وطغیان و نحوست سر کشی و عدوان بدوباز مینمود
جهة آنکه فساد دماغ او از درجۀ علاج گذشته بود شربتهای نصائح و مواعظ او را سود نداد
و در این ایام صورت خلاف که در باطن خویش مستور داشت به تجديد جهرة يقین بر کشود
اجمال این مفصل آنکه از محال کرم ایل چیان چریزان و مردم سفندان رادر پنجاب به
خدمت نواب منتكمری صاحب گورنر پنجاب فرستاد التما س نمود که امير عليين مكان
رعايت جانب شير علی خان کرده وی را ولیعهد ساخت و حقوق بزرگی بنده و برادرم سردار
(٥٥)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
