Machine transcription
امد آلاینده موجب سخط شهریاری که نمونه قهر قهار ایزدی است گرداند چومنهیان
این خبر را بمسامع حق نیوش بندگان اقدس رسانید بنا بر رأفت جبلت و مرحمت طینت
فرمودند .
بیت
بمردی که ملك سراسر زمین نیرزد که خونی چکد برزمین
ومخلص بلا اشتباه ارسلا خان سلیمان خیل را مقرر فرمود که باستعجال رفته آن
خائف بیسبب و آن مدعی نایاب مطلب را از رأفت و عطوفت ماخبر نموده به صراط مستقیم
عبودیت و شاه راه خلوص عقیدت ارشاد نماید که مصراع «این درگه ما درگه نو میدی
نیست» وعقب آن شاه پسند خان بارکزائی را با صدسوار خود و چهار صد سوار ملکی و
از در میدان جلادت عالیجاه صفدر علیخان را با دو پلٹن و یکر ساله و چهار توپ مقرر فرمود
که باستعجال بعدمفر خود را رسانده رعا یا را از اذای فساد جویان نگهدارند و هر گاه آن
باغی از خواب خرگوش باز نیاید سزای اعمال زشتش در کنار روز کارش طوری نهند
که عبرت دیگران گردد چون عساکر شاهی بحد ثانی میرسید میر علم خان وارد ثان غند
که سرحد غربی شلگر است با حشری از پیاده وسواره رسیده سنگر محکم بسته بود
و عالیجاه ارسلا خان را جواب داده خیال مقابله با جنود مجنده را سخ داشت و در حد
آسية غز یعالیجاهان سردار شاه پسندخان وصفدر علیخان رسیده حقیقت را باظهار رسانید
بنا بران عساکر شاهی شاهراه را گذاشته متوجه خصم بدسیر گردید از تاریخ بیست و پنجم
شهر جمادا الثانی سنه ١٢٨٦ هجری در محال مذکور تقابل فریقین و مواجه فئتین بظهور
پیوست مدیران جیوش نصرت پوش شاهی لیال یمین نمط بستند که توپهای صاعقه کردار
را قراول فرمود و جر انقبار را به رساله سپردند و در یر آنغار عالیجاه سردار شاه پسند خان
با سپاه خود و سوار ملکی قرار گرفت و در قلب عالیجاه صفدر علیخان با سپاه نظام
تمکن یافت از انطرف محمد افضل خان وعبداله خان پسران میر علم خان با جمعی از سوار
که عدد شان به شصت نفر میرسید در سنگر بیرون شده زیر تپه قرار گرفت و میر علم خان
که با پیاده در سنگر نشست توپچیان شاهی چند گلوله متواتر پاکل عساکر آهنگ
پیش رفتن نمودند تا سر تپه را متصرف شده یاغیان را زیر آتش توپ وتفنک خاك سیاه
سازند درین اثنا خلیجی پیش شده دومرب توپ دران بند ماند اهل کار و متصدیان
توپ خانه هنوز در صدد خلاصی آن بودند که محمد افضل خان وعبداله خان بموجب
بیت
نه پیش که جوشن کر به غاربر شود برآرد بچنگال چشم پلنگ
از زیر تپه مرتعش سان در حرکت آمده چون برق عاطف با شمشیر های علم کرده
خود را بر فوج سردار شاه پسندخان زد سواران ملکی طاقت حمله آنها نیاورده رسیدن
مخالف و هزیمت موافق یکجا بظهور رسید بلکه سواران سردار موصوف و اکثر رساله
را که در جر انقبار بودند با خود برده موافق و مخالف مختلط با هم میدویدند و سردار موصوف
را با برادروپسر تنها گذاشته چون چندسواری از مخالف با ایشان مقابل شده در داروکیر
(۱۸۱)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
