Machine transcription
به سبب جولان ستوران تیز رو از غبار میدان جهان بر جهانیان تیره گردید از لمعات
برق شمشیر مردان دلیران چشم عالمیان خیره گشت کاتب قضا خطه فنا بر حرف بقای
پیر و برنا کشید و صدای گوش ونفیر و آواز های مبارزان دلیر بر فلك اثیر رسید .
نظم
دو لشکر بهم در خروش آمدند دو دریای خونین بجوش آمدند
یکی را دور از سر کلاه دیگر را سرافکنده برخاك راه
چنان شعلۀ جنگ بالا گرفت که آتش در ین چرخ مینا گرفت
جرنیل داود شاه خان درین نبرد سلیمان وار هر جا که یك سوار چون آفتاب جهانگیر بران
جن نظر روی میاورد مخالفان چون انجم نایاب میگشتند و از هیبت و هراس آن رستم
دوران در غایت اضطراب میماندند مگر از کثرت عدد از هیچ طرف کشایشی روی
نمینمود و از هیچ وجه فتحا لبابی میسر نمیشد و دمبدم مخالفان از هر طرف غلبه می آورد
ونزدیك بود که چشم زخمی به اسکر معلی رسد .
بیت
پشه چو پر شد . . . . با همه تندی و صلابت که او است
بنا بران افسران مذکوران چاره کار را درین منحصر دیدند که بجمعیت تمام
یکدفعه بر قلب لشکر خصم خود را زده .
مصراع :
تا دوست که را خواهد و میلش بکه باشد .
لهذا شیپور دلبر زده شلك پیاپی نمودند تکتك گوله ها باریدن ابر آذری گرفت
و توپ های آتش بار سیرت صواعق ابر بهاری پذیرفت .
نظم
دو دریای آتش علم برکشید زمانه بصحت قلم در کشید
زمین خاك در چشم سیاره بیخت بپاداش آن آسمان خاره ریخت
بسی شیر چنگال فولاد شست بتیغ کشادند بازو و دست
دو لشکر همه اژدها و نهنگ بهم بر کشادند بازو بجنگ
چو آن حرب و آن طعن از حد گذشت زمانه یکی را ورق در نوشت
آخر نسیم عنایت الهی از گلشن کم من فئة قليلة غلبة فئة كثيرة باذن الله وزيـــده
غنچه نصر من الله وفتح قریب از شاخ مراد جرنیل داود شاه خان و سردار محمد علم خان
بشکفتا نیده مشام جان عالمیان را معطر گردانید و لشکر خصم آیة فرار خوانده رو بوادی
هزیمت نهادند دلیران هزبر خو و بهادران آهن رو به تعاقب فرارین رفته عالمی را بباد
فنا دادند .
(۱۷۲)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
