BrowseGulshan-i amārat → page 190

Page 190

Gulshan-i amārat · pages 1–209


Page image — the source of record

Scanned page 190 of Gulshan-i amārat

Machine transcription

غافل مانده حکومت آقچه را بنابر استقلال بسردار محمد علم خان سپردند مشارالیه بنابر تنگ ظرفی و کم حوصلگی سنت سنیه حضرت اعلی را فراموش نموده طریقه ظلم وجور را پیش گرفت تا کار بجای رسانید که رعایا کباهم دست بر آسمان شده باتفاق بی نفاق سردار محمد اسحق خان را از انطرف امویه طلبیدند اوچون این مژده غیر مترقب شنید از مردم الامانی حشری برانگیخته از دریا عبور نموده بمجرد پار شدن او مردم اینطرف از سپاهی ورعیت که از اعمال قبیحه سردار محمد علم خان بجان بودند بلوای عام نموده بقدر دوازده هزار نفر بر محمد اسحاق خان جمع شده يك جلو بر آقچه ریخته متصرف گردیدند از انجا گذشته بملك و توابع آنرا در شبطیی وبط در آوردند و بی تعلل روی توجه بصوب تاشقرغان نهاده تا کار سردار محمد علم خانرا بزودی باتمام رسانند طالع ساطع ظل الهی که تا ابد در ترقی باد کارگر شده داود شاه جرنیل باشش پلتن و چهار توپ بسر وقتش رسید توضیح این تلویح آنکه حضرت اعلی که صیقل خاطر مبارك مقهور بشورا لها مات لاریبی وصنیحه دل حق منزل منقش به نقوش فتوحات غیبی است بعد ازطی سفر باطغر هندوستان داود شاه جرنیل که بنده با اخلاص است از میمنه با غلات با عسکر مذکور مقرر طرف ترکستان فرمود تا معاون سردار محمد علم خان باشد چون جرنیل مذکور وارد ترکستان می شد هنگامه باغیان رونق تمام گرفته بود و مراسلات متواتر از سردار محمد علم خان میرسید که بزودی خود را برساند جرنیل موصوف نیز بجناح استعجال قطع مراحل وطی منازل نموده تا در یومی که تلافی فئیتین بر محل دد دادی که قریب تاشقرغان است شده بود و موکب داود شاه چون بلای ناگهانی و حادثه اسمانی ورود فرمود بمجرد رسیدن اگرچه با لشکر قلیل بود توکل بر عون عنایت سبحانی ومدد طالع ظل الهی نمود بتسویه صفوف حرب و آراستن ادوات طعن و ضرب پرداخته سدی كانهم بنيان مرصوص برپا داشت و توپ های صاعقه کردار و خمپاره های آتش بار را جابجا زنجیر بند نمود دروازه اجل را بروی بد خواهان دولت فراز نمود از انطرف سردار محمد اسحاق خان عساکر خود را چون امواج بحر اخضر وافواج یوم محشر در تموج وتفوج آورده اژدهان توپ وتفنگ و زبان رسای گلوله مرگ آهنگ سلام روح ربائی بگوش جان یکدیگر رسانده سیاه کینه در مقابل صف همدیگر کشیدند واز هردوجانب مردان میدان شجاعت و شیران بیشه شهامت بکین وعداوت كمر بستند . مثنوی شد از بادکین آتش فتنه تیز زمین فتنه خیز آسمان فتنه ریز سلامت بیرون بر در خت از جهان پری وار شد تندرستی نهان و در دار و گیر افتاده بضرب تیغ بیدریغ وزخم سنان جان ستان تنهای یکدیگر را خستند . نظم یلان از دو جانب دران رستخیز کشیدند بر یکدیگر تیغ تیز ز شمشیر سرها شده چاك چاك بخون شست رخساره از گرد خاك (۱۷۱)

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Gulshan-i amārat, page 190. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0963/190 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0963/190
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record