Machine transcription
سپاه منصور از تعب سفر عنيه و مشقت طی مراحل كوفته اند احب آن
است که شاهزاده تهمتن ثانی وصبر را کار فرموده وتعجیل در امر جدال نفرمایند چون
مقرون بصدق بود عرض او عجز قبول یافت و بر کنار دریا فرود آمده لشکر گاه ساخت و بجهت حفاظت
لشکر و نگهبانی عسکر که لازمه حزم و طریقه رزم است به تعبیر سنگر حکم قضا امضاء شرف
صدور یافت سردار محمد عزیز خان که عاقل مکتب و كودك مکتب بود نه وانی که بان کنار
درها کشد و تفکری نه بان علاج و نماید و نگوشی که سخن دیگری اصغا شود نه راه گریز
و نه جای ستيز ماند و پنجروز که در تلاقی فریقین و تقارب اشیان منقضی می گشت کارش از
بی علوفه کی تباهی و احوالش از بی آذوقه گی بجزابی رسید چرا نیدن کشت زار رعا یا که
عادت جبلی او بود وجه تلف اسپان خود ساخت خلاصه که کارش رو بسختی آورده
عرصه فراخ جنگاه و میدان وسیع عسکر بر جان عسکر بان بسان گور بخیل و چشم حاسد
تنگی نمود و شاهزاده ممالک پیشه چون از جسرات نهضت فرما شد.
سپاه را حکم محکم فرمود که اگر راهی از سوار و پیاده و پلتنی تا سپاهی
خسی و پر کاهی از مال رعایا بگیرد جان شیرین خود را در خطر شمرد
و صادق القولی که قرین صفر ناظم ملازم رکاب ظفر ماب بود مسود اوراق را حکایت
فرمود که چون در منزل مناول آن راه فرود آمدیم شاهزاده فرخ سیر بجهة امتحان اسپ
خود را از جلو گرفته در کشت زار کسی در آمد و اسپ بچرا مشغول گشت صاحب زراعت آمده
گفت ای مرد نادان مگر از حکم شاه زاده معمائت نشان نی و ارقى و با از جان شیرین
سیر گشته شاهزاده فرمود که برو ای دهقان رئيس احمقان شاهزاده کینت و حکمش چیست
دهقان ساده لوح از نیرنگ زمانه بی خبر بود بقبض سر کرده متوجه زد و کوب شد چند
كفوح محکم بر اسپ شاهزاده انداخت شاهزاده مضمون
بیت
چو كردی با کفوح انداز پیکار سر خود را بستاد ای شكشتی
اسپ خود را از کشت زار کشیده روانه اردوی کیهانیوی شد دهقان ناظوره مراد را در
آغوش دیده عقب او شتافت تادرگاه فلك اشتباه رسیدند دهقان از ظلم عسف چرای فریاد
فریاد برداشت احدی از ملازمان رکاب معلی بپرسش احوالش پرداخته فرمود که آنکس
را خواهی شناخت دهقان گفت بلی جوانی فرخ سما و فرخنده لقا از وجشم جران ندیده
مفرم مذکور دهقان را از دست گرفته بدرون بار گاه در آورد چون چشمش بر آفتاب
روی مبارک برافتاد خفاش مانند خیره گشت و دانست که علف چران برای امتحان خود
مسند نشین اقتدار است و از شرمندگی نزدیک بود که آب گردد شاهزاده نیکو شیم بشکرانه
توفیق الهی سر بسجود نهاده نیاز باطنی و خضوع ظاهری را بدرگاه بی نیاز مستغنی از
انبار پیشکش فرمود و دهقان را در کنار عاطفت کشیده بصد روپیه ویرا نواخته رخصت
فرمود ع این تفاوت راه از کجاست تا بکجا . الغرض يوم يكشنبه بتاریخ پنجم شهر
ذي الحجة الحرام سنه ١٢٨٥ يك هزار و دو صد و هشتاد و پنج علی الصباح که یعقوب مهر انور
(١٣٦)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
