BrowseGulshan-i amārat → page 138

Page 138

Gulshan-i amārat · pages 1–209


Page image — the source of record

Scanned page 138 of Gulshan-i amārat

Machine transcription

ويك پلتن سردار عبدالرحمن خان شیپور سلامی زده خیمه ها در منصور شدند و سواران از يك حمله های مردانه به لشکر اعدا بر داشته تا توپخانه دوانیدند و سردار بهرام صولت با سایر سپاه با سطوت چون ببران و شیر غران بان رو با صفتان در آویختند وعقد جمعیت ایشان را مانند ثریا که اجتماع نموده بودند مثل بنات النعش از هم گسیختند (مثنوی) بتـــائـــد خـــالـــق واقـــبـــال شـاه مخا لـف هز یمت شد از رزم گـاه یکی خود پر خــون نگون از سرش چوعشاق پـر خــون دل شـا غر ش فتــاده سپر ديــگری لالــه گــون حيا بی نما يــان زدر يــای خون چون ديـد نـد که نسيم نصرت از شمال موهبت بر زلفان پرچم رايت سردار فيض محمد خان وزد از قضای ازلی و تقدیر لم یزلی مهره از دهان توپ پریده اولا بران نوراحمد خان جرنیل خورده بعداران بر سقط که خاراز سینه او آن سنگ پاره در مابین رانهای سردار فیض محمدخان شجاعت پاپان حلاوت توامان خورده از خانه زین چون سروخرامان برزمین افتـا داکــر چه رمقی از حیات باقی او داما مدا و نقره ات و سانحه شهادت سردار نامدار گوش زد دوست و دشمن ومعاند ومعاون گردید سپاه نصرت انتما بیکبار دل از دست داد روی از حرب تافته و پای بوادی فرار نهاده راه گریز سپردند ولشکر خصم حرات نموده از سرنو دست مقا بلت از آستین همت بیرون نموده متعاقب هزیمتان شتافتند سردار عبدالرحمن خـان بر سر آن سرو ازپا افتاده باد خزان رسیده جــیحون آلـود او اززمین برداشته بر زانوی خود نهادچون چشم وا نمود اشك حسرت از دیده حيرت ریخته دم واپسین را بجان آفـرین سپرد (انـالله و انـا الیه را جعون) بيهيات هيهات از آن گلشن آرای باغ صدارت و سـر داری که از گل بن امید گـلی نچید و نرفت وحيف هزار حیف از آن چمن برای حدیقه امارت ونامداری که از نهال آرزوی ثمره نه بـر فت ( قطعه ) كـدام سرو درین باغ سر کشیدافراز که تیشه یا د قضا خـرش زبیخ نسکــند کدام وقت گلی در ریاض دهـر شگفت کـه صـر صر اجلش خوار بـر زمين نـفـکند سردار عبدالرحمن خان با عزّت وحرمت تمام تجهيز وتكفين نموده در هودج فیل روانه کبـا ل فـرمـود و تعاقب کنند گـان و يغمشيريان دست باموال وانفس گريختگان دراز كرده تـاصر کوتل جمع کثیر را قتل و اسیر سـاختند بقيـة السيف بعد از عبور کـوتل بهر نوعی از چياه حضرت اعلی که تا اردوی آن حضـرت افتاده بود تدرسیه تفریق راه گریز خود ساختند و چون حضرت اعلی از واقعه ناگزیر آن مرحوم مطلع گردید نـهـایـت افـسـوس کرده رفت فرمود ويز بان حـال مترنم این ابيات گرديد . ( بیت ) چون رسد تيغ بـه آن سورت مـو زون ا فسوس چون خورد گـولـه بران جان هما يـون افسوس (115)

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Gulshan-i amārat, page 138. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0963/138 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0963/138
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record