Machine transcription
آنکه در حشمت و اقبال بود افسانه دهر
از چشم دوز رسیدش اجل افسوس افسوس
آنکه پیوسته ز دولت بفرح بود قرین
ناگهان با غم و اندوه شد مقرون افسوس
بیرق دولتش از بس بهوا بود بلند
بیکی باد اجل چون شده و اژون افسوس
بسکه خون رفت کنش هچو سمن گشت سفید
من از لاله خونش شده گلگون افسوس
و چاره بدون عطف عنان ندید عازم شیرغان شد و سردار عبدالرحمن خان بعد از
نیل چنین بغیة غیرمترقب برگشته وارد کابل گردید و سردار محمد اعظم خان که در مقر
متوقف بود بعد از شنیدن فتح از مقر حرکت کرده فریب غرجن شنید که سردار محمد افضل خان
از بیماری سخت که از تیر آه سحری مظلومان که در نیم شب از کمان شکسته دلهایوفان
هزاران میرهانید مگر بر آماج دل او رسیده بر در وازۀ برزخ استاد است لشکر را بعقب
گذاشته خود با یلغار وارد کابل گردیده و آن عازم ملك بقا بتاریخ شهر ۱۲۸۴
یکهزار دوسد و هشتاد و سه جهان فانی را بحسرت گذاشته رخت بملك بقا کشید درقبرستان
کابل تاریخ فوت او حاکم ظالم مرد یافتند
بیت
فلك را سراندختن شد سرشت
نشاید کشیدن سر از سرنوشت
که داند که این خاك انگیخته
بخون چه دلها است آمیخته
بعد از سه روز ایام تعزیه داری در خصوص حکومت نزاع خانه و خصومت حُبّ فیما بین
سردار محمد اعظم خان و عبدالرحمن خان قایم گردید لیکن چون دشمن جانی بر دروازه
ترکستان در بر بود و حضرت اعلی هنوز تشریف فرمای ترکستان بود نزاع را بدیگر وقت موقوف
داشته سردار محمد اعظم خان را بخطاب امیری مخاطب نموده عبد الرحمن خان با جمیع
سپاه کابل متوجه ترکستان شده و چون شوربا ر جهاندار شیرغان را بنور طلعت مهر طویت
منور ساخت فتنه جویان خباثت طینت و مفسدین شرارت طویت وقت را غنیمت دانسته مضمون
در مضمون لاغیر لی اکثر من نجوا هم را فراموش ساخته خواستند که درهای تخته پل را برروی
بندگان آنحضرت بسته نگذارند که تشریف فرمای انجا شوند عالیجاه با دو جان مردان زائی
كه نمك پرورده قدیم و خیر خواه بی نفاق است که بر کید ایشان مطلع شده ابو بکر خان
پیشخدمت را بسرعت تمام بحضور فیض گنجور مرسول داشته از كید خائنین صداقت و خرم
اطلاع فرمود جناب شهر یاری سردار فتح محمد خان و سکندر خان را مامور فر موده
تاتخته پل را متصرف شوند ایشان حسب الحکم رفته تخته پل را د ر ضبط آورده باقی
مفسدین ازین خبر بیدست و پا شده در تنگنای خموشی موشسان خذیدند و حضرت اعلی از شیرغان
تشریف فرمای تخته پل گردیده پل سر پر کامرانی تکیه فر مود
(۱۲۰)
گلشن امارت پاینده محمد ... جلد سید امان الله ح معروف جمعی بوم ۲ : ۱۹۳۳
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
