BrowseGulshan-i amārat → page 120

Page 120

Gulshan-i amārat · pages 1–209


Page image — the source of record

Scanned page 120 of Gulshan-i amārat

Machine transcription

نمك حرام که سر کرده جمیع یلاغن بود فارغ گشت ثانیا تلبیس را پیش گرفته شاهزاده را مصلحت چنان نمودند که لشکریرا از باغ شاه طلبیده در شهر جادهند چون لشکر را بشهر کشید اکثر مردم که خانهای ایشان در شهر و یاجوار آن بود بخانه های خود رفته و کسانیکه خانهای شان دور دست بود بر سبیل تفرقه در سراها جا دادند خلاصه اینکه چون در افسران نفاق افتاده بود سپاه را متفرق ساخته زمره نفاق اندیش رقعه بفساد کیش بعبدالرحمن خان نوشته که وقت فرصت را از دست باید داد و چون ایام صیام باخر رسیده روز عید میرسید ببهانه آن سپاه را الکل رخصت داده آن قدر منشان بتحریص خصم حریص تر گردیدند سردار عبدالرحمن خان نیز میدان را خالی دیده بیشتر از انفصال چهل روز موعد از چاریاکار کوچیده روانه کابل شد و نتیجه عهد شکنی بزودی بروزگار او عاید گشت بیت نقض عهد دلیری مکن که چرخ فلك نتیجه عملت زود در کنار نهد چون این خبر بمسامع شاهزاده عالی گهر رسید خواست تا بمقابله شتابد و میدان رزم را از خون دلیران رنگین سازد از سپاه فرحبوال خود بدون چند نفر معدود کسی ندید که به اغوای ابلیس طینتان منتشر گردیده بودند بنابران چاره کار را از هر طرف برخود منحصر دیده لاعلاج با توپخانه ببالاحصار خود را کشید و از کل سپاه قریب یکنیم هزار نفر از سوار و پیاده همراه او داخل قلعه شدند و از تمامی سرداران محمدزائی سردار فقیر محمد خان و سردار نورمحمد خان و از خوانین صفدر علی خان و ابواحمد خان جرنیل با او مانده بودند و سردار جلال الدین خان و سردار شاه الدوله خان و سردار محمد اسمعیل خان و شیر محمد خان و مستوفی عبدالرزاق وغیره بسردار عبدالرحمن خان پیوستند پس سردار عبدالرحمن خان کوچیده وارد شهر گردید و شهر را در ضبط آورداگرچه بالاحصار هم آذوقه نبود و سپاه آپودرفات و قلت مگر شاهزاده غیور بنطاق همت بر کمر شجاعت بسته کبلوله های توپ متواتر بطرف خصم می انداخت بعد از پنجروز مستوفی ملعون و حافظ جی شاء الدوله خان بشاهزاده عالی گهر پیغام فرستاد که صلاح کار در ان دیده میشود که با لا حصار سپرد سردار عبدالرحمن خان نموده شود و هر گاه واگذار نشواند بر قلعه یورش گرفته شد آنچه مال و عیال شهریار جهاندار نقصان رسد از عهده آن شما برائید و بما بان خط دست آویز بدهید شاهزاده بلند همت برو اعیات ایشان گوش ننهاده سر گرم قلعه داری بود مفسدین باز در مردم قلعه دم جنبانی کرده بعضی را بخود کشیدند و اثنای یورش گذاشته وعده داران بك باره قلعه را بخصم سپرده بالاحصار نیز در تصرف خصم افتاد و شاهزاده غازی بند گردید ازین سعادتی نمك حرامان ملك کابل بدون جنگ و فلق در تصرف خصم در آمد چون این اخبارات بعرض واقفان سریر امارت رسید آتش غضب شهریاری چنان شعله ور گردید که در بحر و بر گیرد پس در تمهید امورات انتقام افتاده سر گرم ساخت عساکر گردید (۱۰۱)

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Gulshan-i amārat, page 120. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0963/120 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0963/120
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record