BrowseGulshan-i amārat → page 119

Page 119

Gulshan-i amārat · pages 1–209


Page image — the source of record

Scanned page 119 of Gulshan-i amārat

Machine transcription

واقفان اشك آقاسی شیردل خان را مقرر قندهار داشت. عريضه را مشتمل بر مضمون سابق بپایه سریر خلافت مصیر معروض داشتند و حضرت سکندر مرتبت از خلوص نيت وصدق طويت که باشندگان درگاه فلك اشتباه همواره دارد قبل از اینکه خبر سردار عبدالرحمن خان بکابل با كاو معروض واثقان صده سنيه میکرد بد ستوفی عبدالرزاق خان که از ابتدای سلطنت امير کبیر علیین مکان مستوفی دولت بود وزمام اختيار وعنان اقتدار مملكت وسپاه را زير قلم اوداشتند دفتر کل محروسه تعلق او بخشیده بود بنابر اعتماد مقرر كابل فرموده که خزینه دیوانی از نقود واجناس گرفته به قندهار رسانیده مستوفی مذکور بغزنین رسیده در آنجا تعطيل نمود تا آن وقت در آنجا بماند که ملك كابل در دست مدعی افتاد انگه روانه شده بحکم ! الخبيثات للخبيثين ملحق خصم گردید، و پاداش این پوه فائی و جزای این نمك حرامي در نهايت زودی در دار دنیا چشید که عبرت پذیرا ناظرین گشت چنانچه ذکر آن در موقع خود خواهد شد و چون اشك آقاسی شیردل خان در عین ریزش برف و چله زمستان بزحمت تمام فایز عتبه بوسی گردید رسالتی که آورده بود عز قبول نیافت شهریار جهان دار فرمود که انشاء الله العزیز با مدعیان سلطنت در میدان دغا و معرکه هیجا بزبان تیغ تن در مغفر بيدريغ جواب و سوال خواهیم نمود پس اشك آقاسی مذکور را رخصت انصراف ارزانی فرمود مومی الیه از کثرت برف از غزنین نتوانست گذشت هلم در آنجا ماند و سردار محمد شریف خان که چندیوم در اردوی سردار عبدالرحمن خان بسر برد و در آنجا چندان عزتی ندید بر خاسته روانه كابل گردید سردار عبدالرحمن خان که در چار با کا ر توقف داشت بسبب شدت سرما وقحط غله که در اردوی او روی آورده از شاهزاده و الاگهر سردار محمد امراهیم خان استمداد نمود که برای گذران سپاه موضعی تعیین فرماید شاهزاده ویرا فرمود که بجلال آباد روانه شده ايام زمستان در آنجا بسر برده سردار عبدالرحمن خان با سپاه خود کوچیده روانه جلال آباد شد چون بقريه ده يحبى رسيد بعضى نفاق جویان برایش نوشت که خبر دار جلال آباد نروید که معین ترتیب شما را از ملك خود بیرون میکند و اما ز شما را راه نخواهد داد سردار عبدالرحمن خان نیز صلاح خود را دران دیده ارد، بخمی واپس چاربکا رفت و سردار محمد اسلم خان و برادران او که قبل از این جناب امارت مآب از محبوسه خود اخراج فرموده بود و در پیشاور ايام بی کامی بسر می برد در بنوقت که ملک کابل در هرج و مرج افتاد فرصت را غنیمت دانسته وارد ملك جلال آباد گردید مقيمين غلط انديش و غمازین شیافت كيش وقت سمين یافته شاه زاده را معروض داشتند که سردار فتح محمد خان را با جواد یلغن وهشت عرابه توپ و يك رساله و ششصد خانه دار بطرف جلال آباد ارسال فرماید که کفایت سردار محمد اسلم خان نماید و هم مالیات آنطرف را جمع نموده سپاه زمستان را در ان ملك كرم سير برفاه گذرانند و چون اشك اغاسی از قندهار میرسد سردار فتح محمد خان از جلال آباد برسید بنا بران سردار فتح محمد خان را بجلال آباد مرحول نمود در یئوقت چون عریضمان دانستند که شهزاده در کابل تنها ماند با شبو بير خان جريل نيز طرح آشتی انداخته و پرا بخود کشید، چون خاطر ایشان از ممر آن (۲۰۰)

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Gulshan-i amārat, page 119. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0963/119 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0963/119
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record