Machine transcription
(٤٥)
جنگ نامه
چو فرمان رخصت ز شاه یافتند
سوی منزل خویش بشتافتند
بگشتند هر يك بفکر دگر
یکی شاد بر شاه یکی کینه ور
کنون بشنو این نکته ای هوشمند
که چون است چرخ فلك در گزند
كزين پیش بر شاه هر كیان چود
بدان افضل (۱) شیر فرموده بود
که ای پهلوان یل شیر گیر
بچنگ تو شیران چو رو به اسیر
که رو جانب بامیان سوی باج
از آن خلق بر گیر رسم خراج
هر آن نامه ور آن ولار فتنه بود
خراج از همه خلق نگرفته بود
بدینگونه هم اكبر (۲) نامدار
یل شیر گیر فریدون شعار
و را نیز آن شاه بفرموده بود
که ای از دهای نبرد آزمود
بر وسوی لغمان (۳) بدنبال باج
زجلال باد (٤) بستانی خراج
در آن اكبر شير فرخنده فال
بدان ملك بودی به تحصیل مال
خزاین كواز شهر میكرد جمع
در آن ملك رخشنده بودی چو شمع
دگر نیز هم حیدر (٥) پهلوان
که بودی بدو فر شاهی نشان
بفرموده بودش شه نامور
که ای تیز یغمای بیداد گر
نگهدار غزنین ترا ساختم
در آن ملك بخت نوا انداختم
بفرمان آن شاه نیكو شعار
در آن ملك بود حيدر نامدار
همه خلق در زیر فرمان او
سر جمله در بند احسان او
بفرمان آن شاه عالی نسب
بهر شهر میکرد عیش و طرب
کنون باز بشنو ز من داستان
که من خود در آن عصر بودم عیان
(۱) سردار محمد افضل خان پسر امیر دوست محمد خان
(۲) سردار محمد اکبر خان پسر رشید و مجاهد امیر دوست محمد خان
(۳) لغمان از توابع جلال آباد و جزء ولایت مشرقی افغانستان است مرکز ان تیگری است قریه حاکم کلان اداره میشود
(٤) جلال آباد مرکز ولایت مشرقی افغانستان میباشد .
(٥) سردار محمد اکبر خان پسر رشید و مجاهد امیر دوست محمد خان.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
