Machine transcription
(۲۸)
همیگفت قانون که دور ان ز من زهن شد روان روح آدم بتن
کمانچه ز کشمیر گفتی نشان که یعقوب چون جمله اند موهیان
زبان چنگ بکشاده چون بلبلی که باباد گل میکند غلغلی
طپانچه ز دی بر رخ دف دژم که تا بر کشد ناله زیر و بم
چو برپا شد آئین بازو سرود از آن خاطر هوشمند ان کشود
بشد . . . . زبشنیدنی هوا خواه دل شد سوی خوردنی
روان حاجبان خوان کشادند پیش بنزد همه خوان نهادند بیش
زهر گونه نعمت عیان داشتند نهادند و خوردند و برداشتند
پس از وی بزرگان روشن روان زهر گونه تزویر کردند بیان
که کردند از ملک ها ماجرا که چون و چنین است شان رسم و راه
که از علم و آداب گفته سخن ... زهر باب گفته سخن
در انوقت هنگام گفت و گذار یکی قاصد آمد زشاه بخارا (۱)
بفرمود شاه تا که گیرند درون یکی حاجب او را بشد رهنمون
چو در بارگاه آمد آن ره نورد سر و روی از رنج ره بر ز گرد
فرو برد سر تا زمین بوسه داد دعا ئیکه شایان بدش کر دبار
بشدنیز تر جناب شهریار بدو داد مکتوب شاه بخار
چو بگرفت نامه درو بنگرید نوشته بدینسان بد او را پدید
بنام خدای جهان آفرین که او هست پیوسته جان آفرین
جهان را سراسر گواهی بدو ثنا خوانی مرغ و ماهی بدو
وزان با تو ای شاه با عز و جاه کلاهت بود چرخ گردنده سا
غلامت بود مشتری با قمر ترا باد هر روز فیروز تر
شنیدم که سوی تو با ریبورنگ رسیده است قاصد زشاه فرنگ
و یا خود چنین آرزو داشتی که با او بدو بی درآشتی
مبادا یکی فتنه بر پا کند در آن ملک فیروز ما وا کند
(۱) مقصد از (شاه بخارا امیر نصر الله امیر بخارا میباشد .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
