Machine transcription
(۱۹)
جنگ نامه
برفتند هر دم باین زمزمه نشيمن به بتخاك (۲) كردند همه
وزان سوی برنس بياهد روان سوی اکبير آمد پياده دوان
چوا كبير فرود آمد از بارگی رسيدند با هم بغمخوارگی
پس آنگاه هم آغوش گشتندبهم چو همدست همدوش گشتند بهم
بپرسيدند احوال همديگر ان زملك وزشاهان نام آوران
زبس ازغم رنج راه کا ستند د می بر نشستند و برخا ستند
دو پیلی که بود از ز ر آراسته روان اکبیر اور اهمی خواسته
باستاد پیل همچو کوه بلند بفرمود آنگه یل هو شمند
نشینید بر حوضه پیل مست
ببك پيل بنشستند آن مهتران بهم برنس و اکبير پهلوان
بدیگر نشستند با زیب و فر خردمند مستوفی (۱) و داکتر
شتابنده گشتند با این گروه سوی شاه کابل نهادند رو
بشهر اندر آمد روان بیدر نگ بدل گفت برنس تو... در نگ
روان آنگه آمد بنزديك شاه ببوسیدیش دست و تخت و کلاه
پس آنگه بپوزش زبان بركشاد دعا بر دل جان شاه كرد یاد
. . . . . بیدار باد . . . . . نگهدار باد
همه سال بخت تو فیروز باد همه وقت روز تو نوروز باد
بنو هر که کج بازد اندر زمان شود خواروزاروشکسته روان
چنین گفت وشاه نيز بنوا ختش بگردون سر از لطف افراختش
که این ملک اند از پای تو باد سرسر كشان خاك راه تو باد
(۲) منزل اول از کابل سر راه جلال آباد .
(۱) این مستوفی میرزا عبدالسمیع خان بوده که در عصر سلطنت امیر دوست محمدخان
عهده دار این کاربود .
(۲) داکتر اسم عام است . در هشت بمعنی (الکسندر برنس کسی به نام وصفات داکتر
نبوده ولی در میان صاحب منصبان انگليسی داکتر نام کسی بوده که حمید کشمیری
هم در اکبر نامه چندین جا صحبت میکند ومحتاملا (داکترلات) نام داشته وحين مراجعت
اميردوست محمدخان از حبس بخارا عليه او در بامیان اخذ موقع نمود بود .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
