Machine transcription
جنگنامه
(۲۰۹)
بیا خاست از جا بكردار باو همی رفت و در پای اکبر فتاد
زد يده همی اشك شادی بسفت بمژگان غبار از کف پاش رفت
همی گفت کی میر فرخنده را بگردون مرا سر کشیدی کلا
عجب) کرده یاد از بن خاکسار بود بنده پیر خدمت گزار
قدم نه بچشمم که ماوای توست همین منزل وجا همه جای توست
خوش ای نامور شادمان آمدی بدین جسم بیجان تو جان آمدی
بدل دایمم آرزوی تو بود بخاطر مرا جست وجوی تو بود
خدا لطف بر من همی کرد بیش که بی رنج این گنجم آمد به پیش
میسر مرانوش بی نیش گشت فلك بردرم خاصه د ر ویش گشت
خنك بر من و طالع ساز من که شد بخت من باز دمساز من
هما رام من بدر شد وبوم رفت نکوتر سرم اختر شوم رفت
بد ین گونه گفتار بسیار گفت از آن بخت فیروز چون گل شگفت
از ان پس بفرمود خان گسترند زشادی طرب را نشان گسترند
فر وهیشت سالار خان خوان به پیش بیا ورد عیان مرغ بریان به پیش
وز آن پس بخوردی کشادند دست گران مایکستان بالب می پرست
ز هر چیز خوردند و بر داشتند بدل رنج واندوه ننگذاشتند
از ان بعد آن فال فرخ كبیر که بخت جوان یافت از چرخ پیر
ز مغز ش همچو است اندر زمان لباس شهی از بر پهلوان
همه دیبای چین بر سم خچند بپوشید بر قد سرو بلند
بسر بر زدش تاج روی کلاه درخشان بكردار خورشید و ماه
کیانی کمر بند ش از رشته در همه گوهر و لعل و یاقوت پر
ازو خیره شد چشم آن انجمن همی بست اندر میان پیل تن
نشست اندران انجمن شادکام جزا ز شادمانی نبردند نام
شب وروز در جشن بستند کمر زشادی به کیوان کشید ند سر
ز به کس نام بردی غم و رنج را اکه بی اژدها یافتند گنج را
همی بود چندی بدین دارو گیر بل تا چور در سرای کبیر
که بر خسرو شهر سبز آگهی رساندند بروی ز بخت بهی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
