Machine transcription
(۸۹)
رباعی
دردا که درین سوز و گدازم کس نیست
همراه در این راه درازم کس نیست
در قعر دلم چو با هر راز بسی است
اما چنکنم محرم رازم کس نیست
اکنون از گزارشات قندهار و کج رفتاری فلک کج رفتار شمه تحریر داریم
سردار محمد امین خان سریر شوری داشت که همه وقت خودپسند و خودرای بود و سخن
ناصواب خود را قوی میدا نست چنانچه از خود پسندی همه وقت ذلیل وزبون بود باوجودی
که باغیوت وشجاع ومردانه ودلاوربود ودرمر دانگی وشمشیر ثانی نداشت.
در هر چه شاهان همه دارند توتنها داری، سردار محمد اسمعیل خان نادم دشت لا کن
مدام برخلاف امر پدر حرکت می نمود وبعضی اوقات جاهلانه رفتار می نمود ودر بسیاری
امورات بی با کانه کار میکرد که از قاعده بیرون بود وسزاوارشان بزرگی نبود
چنانچه حرکات مذکور بحضور پدر ناگوار می افتاد اما باعت خرد سالی پدرش سردار
محمد امین خان تحمل میکرد واشخاص حضور محمد اسمعیل خان را میفرمود که نصیحت
کنید وبیگوئید که این حرکات متناسب نیست باعث ذلت وخواری خواهد شدلا کن سردار
محمد اسمعیل خان با وجود نصایح در فضیحت می افزود وحرکات نامناسب خود را یومیه
ترقی میداد تا از درجه اعتبار ساقط شد بازهم از حرکات خودپسندی دست نمی کشید
بلکه بی شرمی را بالا گرفته چنانچه خدمت گاران معتبر حضور پدر را که بد میگفت
وفحش میداد وسرزنش میکرد تا آنکه دو نفر خدمه گار بزرگ پدر را بدون گناه محبوس
کرد اما خدمتگاران پدرش ملاحظه می کردند وبحضور سردار محمد امین خان پدرش اظهار
نمینمودند، وصبر و تحمل مینمودند، بعد از آن که حرکت سردار مذکور از حد گذشت و کار خدمت
گاران پدرش به معبوسی رسید ورسوائی بالا گرفت پدرش سردار محمد امین خان
اطلاع یافت و تحقیق کرد و ناچار خدمته گاران عرصه داشت نمودند چنانچه از ابتدا
تا انتها سردار کلان واقف شد لا کن از بی آبی خدمتگا ران حضور خود خفه شدند
وملال آگین گشتند زیرا که هریک از خدمتگا ران گویا بسر دار محمد امین خان برادر
وفرزند بودند وعمرشان بحضور سردار کلان بخدمت گذاری وجان فشانی گذشته بود
ازحد افزون اند وه ناك شده ديگر طاقت باقی نماند وبسیار خفه شدند نا چار فرزند
خود را بحضور طلب کرد نصیحت کردند و سخن از در مهر ومحبت زده و گفتند ای فرزند
امروز بزرگ فرز ندان شما میبا شید لازم که جمیع امورات قندهار را سرشته کنید ومثل
سردار محمد علیخان باز وی پدر شوید واز تمامی سپاه وفقراً باخبری داشته باشید
چنانچه رعیت و سپاه بدولت خداداد فدائی شوند خصوص افواج نظامی از توپ و توپخانه
و کارخانه جات ویراق واسلحه و جبا خانه را چنان متوجه شوید که اثاری از شکست
وریخت باقی نماند زیرا که زمانه را د یگر گون میدانم البته ازین کردار شما پدر
آسوده میشود لازم که بهمین رفتار عمل کنید و پدر را از خود خرسند سازید وملك ودولت
را بخود بسته کنید زیرا که جانشین پدر می باشید تا اینکه عزت خود را بر باد د هید
پادشاهان متأخرین (۱۰۰) جلد ( ب محمد صادق ح عبدالصمد نماینده مذکور محمد علی محمد هاشم رجبعلی ۶٫۸ر۳۲
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
