Machine transcription
(٦٣)
عین صواب است باری چون لشکر امر شده بر کاب سردار غازی سردار محمد علیمان بدون
توقف و تحمل و بتلاشی تمام بجانب روحی روان شدند و خود را در روحی رساندند و مقابل
شدند و از جانب لشکر ترکستان آواز توپ برآمد ولی در پی گلوله ریزی نمود و آتشفشانی
کرد تخمیناً پنج دقیقه بتوپ چانگی گزرارش یافت که يك باره لشکر شیر كير وافواج
خونخوار دست بشمشیر بسون خوف و رجاء جنگ درانداختند و خود را به سنگر دشمن زده
دشمن کشی نمودند و قتل وقتالی افزون از شمار کردند تا اینکه تاب وطاقت بلشکر ترکستان
باقی نماند و از سنگر برآمده فراری شدند الفرار گویان راه دشت و بیابان پیش گرفتند
چنانچه تا شهر ايبك نفسی راحت نکرده وارد ايبك شدند اشکر کابل وافواج خونخوار
چون شیرغران و ببر دهان پرورده فتح ظفر بودند و طعمه خوار لشکر دشمن بنابران از خیمه
و خرگاه و اثاثه و بارگاه و خزینه و دفینه لشکر روحی که در سنگر مانده بود بتاراج بردند
وذره باقی نگذاشتند و بخرسندی تمام بخیمه گاه خود آسوده نشستند و دعای دولت خداداد
پادشاه خود را میکردند و بخیال مقدمه ثالث که در بسته داشتند و آرزومند چنان روزی
بودند و ذوق می کردند که زودتر میسر شود بهر حال مختصر سخن لشکر كابل فوج فوج
از دنبال آمده در اطراف روحی خیمه و بارگاه برپا کردند و پنجاه ويك توپ شاديانه
زدند آسوده و آرام و بیقرار بصحبت نشستند چون روز گذشت و شب ظلمانی پیش آمد
سرکار ذوی اقتدار از طریقه خداجوئی ونیت خالص که از ابتداء در سرداشت بندگان
اقدس بود و همه وقت در مجالس از در صلح سخن می کردند پنج نفر ارکان دولت خداداد را
بحضور طلب کرده مجلسی برپا کردند و کنکاش نمودند و باواز فصیح بیان فرمودند
که ای مردم وای بزرگان حضور خداوند عالم بضمیر اقدس دانا و بیناست که سرشت
سرکار اشرف به نفاق نبوده و نمیباشد و بعد ازین هم خداوند (ج) بندگان اقدس را
از نفاق دور بدارد و راجع باتفاق کند مقصد سرکار این بود و نیت حق طویت چنان اقتضا
می کرد که بقرار تقسیم امیر کبیر با جمیع مردم خصوص بخاندان و اقوام خود گذران
دارم و بهتر و بیشتر نوازش فرمایم و اتفاق را از دست ندهم لاکن ملاحظه نمودم که سرشت
برادران به نفاق است و شب و روز بخرابی دولت خداداد میکوشند چنانچه حرکات سردار
محمد اعظم خان وسردار محمد اسلم خان و بعضی از دیگران اظهر من الشمس است که حاجت
به بیان دیگر نیست اضافه بران مقدمه پاجگیا، و روحی وقتل هم چنان بزرگان حضور
و قتل لشکر طرفین که داغی است بر جگر بندگان اقدس که تا قیامت باقی است و جمیع
شمايان همه را نيكو ملاحظه نمودید پس ازین حرکات آنها بسرکار اشرف لازم بود
که باید بموجب حرکاتشان گوش مالی داده میشد تا خلق افغانستان دانسته و عبرت دیگران
میگردید چنانچه دو مقدمه خداوند عالم فتح بجانب پادشاه نیت بخیر وشکست بجانب اشخاص
نفاق اندیش داد لاكن با وجود آنقدر حركات خلاف امر خداوند (ج) و یا غی شدن
بحضور پادشاه قوی شوکت امروز نیت حق طویت بندگان اقدس راجع به نصیحت شد
و میخواهد که نفاق را از خود دور دارند و راجع به اتفاق شوند بنابران از همین منزل
شخصی را با نامۀ محبت آمیز و فرمان شفقت انگیز برای سردار محمد افضل خان بفرستم
و سخنهای نصیحت و بیان های محبت در نامه درج دارم شاید که ازین خیال های باطل
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
