BrowsePādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān → page 51

Page 51

Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān · pages 1–469


Page image — the source of record

Scanned page 51 of Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān

Machine transcription

(٤٤) و برادر بزرگ بنده گان عالی است و قبل ازین چند روز پیشتر از حضور سرکار وارد کابل شده در بنوقت با لشکر جرار از ملکی و جنگی در مقابل سردار محمد اعظم خان میفرستیم واز درگاه خداوند امیدوارم که فرصت بمقابل شدن نرسیده فرار دشت ادبار گردد و از فضل الهی امیدوارم که فقرای جلال آباد و کوهستانات آن حدود جواب لشکر مذکور را بدهند بیش از اینکه برادر بزرگم سردار فتح محمد خان بمقابل وی برسد اما با وجود آن صلاح وصواب به بزرگان حضور وا بندگان عالی منظور کرده سردار مذکور را با لشکر و توپخانه فرستادم و شرط احتیاط بجا آوردم شما مردم از شاه و گدا و خرد و بزرگ آسوده خاطر به عیش و عشرت خود سرگرم باشید و دادعیش بدهید و بدعای دولت خداداد سرگرم باشید و دانسته باشید . که « خداداده را خدا داده است ، خلاصه کلام چون از وعظ و نصيحت فقرا فارغ شدند روز دیگر سردار فتح محمد خان را بالشکر های جرار و افواج خونخوار در مقابل لشکر سردار محمد اعظم خان فرستادند و امیدوار فتح و نصرت بودند در جوع بدرگاه خداوند (ج) داشتند لاکن خود سردار با تغییر در سیاه سنگ که نیم فرسخی شهر کابل است لشکر گاه ساخته خیمه و بارگاه و سراپرده برپا کردند و با کمال تهور و شجاعت در سراپرده و بارگاه بر تخت دارای نشستند ومجلس عیش وعشرت را بیشتر و بهتر بر پا نمودند و روز را بشب وشب را بروز بهزار ساز و سرود گذرانده شب ها تا صبح آتش بازی و چراغان کرده و خلق شهر کابل نیز حسب الامر چراغان وآتش بازی کرده دادعیش میدادند وفرمان نموده بودند که تاخبر فتح سردار فتح محمد خان برسد بهمین منوال بعیش وعشرت گذرانند اتفاقا از رفتن سردار فتح محمد خان هفته ای گزارش یافت که خبر فتح آمده و نوشته بود که بورود لشکر ظفر اثر بيك منزلی خورد کابل سردار محمد اعظم خان از خورد کابل واپس بجانب جلال آباد حرکت فرما شدند روز پنجم در حدود جلال آباد رسیده در مقابل سردار مذکور و لشکرش لشکرگاه کردیم و باراده آن بودیم که فردا روز ششم بتوکل خداوند (ج) مقدمه خواهیم کرد . تا یار کرا خواهد و میلش بیکه باشد . اضافه بران حاکم جلال آباد که از خوف دشمن حصاری بودند از ورد لشکر خونخوار خبر یافته دروازه های شهر را کشاده با افواج خود از شهر بدر شده در مقابل دشمن ترك و تازی می کردند و انتظار فرمان ومتوجه امر بندگان ما بودند از فضل خداوند (ج) و نیت پادشاه رعیت پرور شب ششم بدون جنگ وجدل و بدون تقابل شدن غیاشب سردار محمد اعظم خان از لشکرگاه خود فراری شد ولشکر پراگنده خود را پراگنده گذاشته جان خود را غنیمت شمرده و افواج مذکور پریشان احوال هر کس بجانب اوطان خرد فراری شدند و بعضی از لشکریانش بحضور آمده سلام کردند و گفتند بعد ازین فرمان چیست و بندگان عالی چه امر می فرمایند که بجا آورده شود ؟ مختصر کلام چون عریضه سردار فتح محمد خان منظور حضور سردار محمد علیخان و بزرگان در بارشد و سردار عالی مقدار از شنیدن آن سجدات لشکر بجا، ويك توپ شادیانه فرمودند تا گوش زد خاص وعام گردد لهذا با یکدیگر شادی دستداد و بمردم کابل خرمی حاصل شد و بدعای دولت قوی شوکت سرکار امیر شیر علیخان کوشیدند و جميع امـزه واشراف از جامه خانه احسان

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān, page 51. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0959/51 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0959/51
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record