Machine transcription
(٤٠)
سردار عالی تبار سردار محمد اعظم خان که بزرگ برادران بود با وسردار محمد امین خان
سردار محمد اسلم خان و دیگر مردمان فتنه انگیز که با هم بی ته بیری بودند و شب و روز بشکست سرکار
خیراندیش امیر شیرعلیخان میکوشیدند دریافت که افواج ظفر شکوه و تمامی لشکر اراده
کابل نموده سردار محمد اعظم خان از روی تمیز خود را ناخوش و بمرض زدو بحضور بندگان
امیر شیر علیخان عریضه کرد که صاحبا چند روز است که ناخوش میباشم و بندگان سرکار
بجانب کابل اراده نموده اند التماس میدارم و امیدوارم که با مراقدس از لشکر چند روزی
پیشتر حرکت بدارم تا آسوده باشم و از گرد و خاک لشکریان کناره گردم البته از عین
مرحمت شهریار است باقی سرکار و الا تبار بهتر میدانند و بندگان را فرمان برداریست
فرمان و امر و اجازه از حضور سرکار است این بود که سرکار
امیر شیر علیخان رقعه سردار محمد اعظم خان را مطالعه کرده و خنده نموده بعد به بزرگان دربار
رقعه را نشان داد و فرمود که از ناخوشی سردار محمد اعظم خان در این چند یوم شما خبردارید
جمله عرضه داشت نمودند که اصلا وقطعا" اطلاع نداریم هرگاه میشنیدیم بحضور فیض
ظهور عرضه داشت میکردیم بعد از آن بندگان اقدس فرمودند که مطلب و مدعا چیز دیگر
است اما نتیجه داد لاکن بخاطر داشته باشید که اول نفاق است و عنقریب ظاهر و هویدا
می گردد و ازین نفاق شورشها بر پا میشود که انجام نه پذیرد.
اکنون لازم شد که بدوو به مرخص شود اول اینکه امروز بندگان سر کار میتواند که
معالجه درد آنها را میکند چنانچه یوما" از مجالس هائی که تدبیر خرابی سرکار را مینمایند
آگاهم و فورا" تدارک کرده میتوانم لاکن مردمان دیگر که ازین قضیه آگاه نیستند
خواهند گفت که اول بیاله و درد ! روابل سلطنت بخرابی برادران خود کوشید و نفاق را
بر پا کرد دوم برادر بزرگ ما سردار محمد افضل خان است که در ترکستان است
نیت حق طویت سرکار چنان است که بورود دارالسلطنه کابل خود سردار کلان
سردار محمد افضل خان بجهت فاتحه پدر بدارالسلطنه خواهد آمد و بجای پدر فاتحه
خواهد داد والی بندگان سرکار بعد از ورود کابل خط خواهم فرستاد و التماس
دار السلطنه خواهم کرد بعد از ورودشان اول فاتحه دوم کنکاش میداریم و بصدق دل عرض
میکنم که شما بزرگ برادران میباشید هر چند که پدر سلطنت را به بندگان ما
تفویض کرد حال خرسندم و بصدق دل بیان مدارم که برادر بزرگ شاه میباشید و سزاوار
تاج و تخت افغانستان شما هستید و به تخت سلطنت نشسته فرمان فرمائی کنید و برادران
را چنانچه سزاوارشان دانید هر یک را برتبه شان برسانید زیرا که وصیت پدر بجا
آورده شود و نفاق بر طرف گردد و اتفاق بدست آید امیدوارم که همین فکر و خیال
سرکار مقبول طبع برادر بزرگ گردد و خلق افغانستان بدانند که پسران امیر کبیر
چفت میگان دامن اتفاق را محکم گرفتند و نفاق را از خود دور کردند چون چنین شود
هر کس از خرد و بزرگ جای خود را میشناسد و از جاده خود تجاوز نمیکند و سلطنت
افغانستان برقرار میماند و فقرا در مهد امن و امان بدعای دولت خدا داد آسوده خاطر
میگذرانند خلاصه کلام بعد از اظهار بندگان سرکار جواب رقعه سردار محمد اعظم خان
را فرستادند و اجازه مرخصی دادند اضافه بر ان تخت روان سواری حضور را باه زا
پادشاهان متأخرین (۱۰۰) جلد ب عهده احسان ع قریه عطائی ر عبد القادر ن رجب علی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
