BrowsePādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān → page 46

Page 46

Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān · pages 1–469


Page image — the source of record

Scanned page 46 of Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān

Machine transcription

( 39 ) میگوشید و اطراف شان را بملازمان صداقت کیش و خدمتگداران خیر اندیش که همه فدائی بودند محافظت می کردند زیرا که مخالف و فتنه انگیز بسیار بود تا گزندی بوجود مبارك سر کار نرسانند خصوص بعضی برادران نامخالف جان و مخالف سلطنت سر کار میدانستند . چنانچه ظاهر بود و از هر جانب سخن مخالفان با میر شیر علیخان میرسید که راجع به تدبیر خرابی هستند بهر حال هر گاه ازین گونه رویدادها را درقید قلم در آورم و خواهم که سخنی باقی نماند عمر طویل میخواهد و تفان از کاغذ و قلم بر می آید بلکه لازم نوشتن و سزاوار تحریر ندارد و همان بهتر که بطریق اختصار نوشته شود و مختصر تقریر گردد تاملال خواننده و سامع نشود سخن مختصر تا اینکه مردۀ امیر کبیر را در گذرگاه رسانده دفن کردند و در باز گشت نیز بهمان منوال متوجه سر کار و اطراف سر کار بودند و به ملازمان صاحب اعتبار و اشخاص صاحب اعتماد تحقیقات بسیار در نگاهداری سر کار نموده بودند تازمانی که در لشکر گاه آمدند و بفا تحه نشستند و مدت هفت روز بقراری که سزاوار گلیم داری پادشاه بزرگ باشد فاتحه داری کردند و یومیه از خوان احسان خلقی را بهره مند نمودند چون از فاتحه و گلیم داری فارغ شدند سرکار امیر شیر علیخان برادران و سرداران و بزرگان را جمع کرده مجلس بزرگی برپا کردند و کنکاش فرمودند و به آواز بلند امر کردند که معامله هرات انفصال یافت و انجام پذیر شد باید که باز گردیم و مع الخیر عازم دار السلطنه کابل شویم و بامورات سلطنت بپردازیم تا خواست خداوند چه باشد تمامی بزرگان و برادران سر کار و سرداران که داخل کنکاش بودند همه سخن سر کار اشرف اقدس امیر شیر علیخان را پسند فرمودند و تصدیق نمودند این بود که سردار محمد یعقوب خان پسر كوچك سر کار که در کابل بود و قبل ازین امیر کبیر جات مكان طلب حضور فرموده بودند و حاضر بود بامر امیر مرحوم او را حاکم هرات ساختند و مردمان عاقل و کاردان و کار گذار و اشخاص بزرگ بخدمت شان مامور فرمودند و سرشته هرات را بدست شان دادند و از امورات هرات خاطر جمع گردیده آسوده خاطر شدند بعد از آن به تهیه و تدارک رفتن دار السلطنه کابل شدند و رجوع بسرشته کارات نمودند و جمیع لشکر و لشکریان را خبر دادند تا همه تدارك خود را انجام بدهند . باب دوم سلطنت امیر شیر علیخان بامر پدر در تاریخ سنه یکهزار و دوصده هفتاد و نه هجری در دار السلطنه هرات مشتمل برشش فصل فصل اول دربیان نفاق برادران و شورش نمودن آنها و مقدمه باچ گاه باشکر ترکستان به عرفت سردار محمد علیخان وشكست لشکر ترکستان از شمشیر لشکر کابل بحضور سردار محمدعلیخان اکنون از رویداد نفاق برادران که ابتداء از هرات گزارش یافته تحریر می دارم .

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān, page 46. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0959/46 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0959/46
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record