Machine transcription
(194)
از عدالت پر ساخت چنانچه اول نشان عدالت آنکه در ابتدای تخت نشستن چند ساله
باقیات مالیات ملک که مبلغ های خطیر و خزینه های موفور میشد وافزون از شمار بود
در نزد فقراء چند ساله باقی مانده و حصول نمیشد آن همه مبلغ های کلی را بفقرای ولایت
بخشیدند و معاف کردند بزرگان حضور و مستوفیان دفتر ومقیران دربار که شریک
دولت خواه و نمک خوار بودند طریقه طریقه عرضه داشت نمودند که این باقیات ملك
دولت عظیم و گرفتن آن از فقراء ضرور و موجب وفور خزینه هاست پادشاه سخاوت پیشه
اصلا بسخن خیر خواهان دولت و دولت خواهان پاد شاه عمل نکرده و منظور نفرمودند
واز طریقه فقراء نوازی در آبادی ولایت و آسودگی رعیت کوشیدند و دیگر در بارهٔ
فقراء بی دولت که از عهده کشت وزراعت برآمده نمیتوانستند و از کار زراعت باز
مانده بودند مبلغ های خطیر بطریق مساعده تقاوی کرم نمودند که باعث آبادی ولایت
شود و تا مدت ده سال وجه تقاوی بفقرا باشد و تحویل خزانه ندارند اضافه بران از
زراعت خود مالیات هم تا موعد مذکوره که ده سال باشد ندهند تا مامور شوند دیگر
محبوسانی که از زمان سابق در بندی خانه سالهای سال محبوس بودند خط آزادی دادند
و همه را آزاد فرمودند و دیگر مردمان افغانستان که فراری ولایت های خارجه بودند
و چندین سال بغربت در ولایات بیگانه بزحمت میگذراندند و چارهٔ بازگشتن بولایت خود
نداشتند جمله را امان دادند و خط آزادی بهر ولایت نوشته بدیوار ها نصب کردند
وبعهد خداوند و قرآن مجید بهر شهر و دیار نوشته ثبت فرمودند و اجازهٔ آمدن بولایت
شان دادند که بخاطر جمعی بخانه و ماوای خود آسوده باشند زیرا که فرمان امان
پاد شاه امان است و بکسی با باکسی دخلی و غرضی نیست الا که گناه جدید بشرط گواه
باز خواست کرده می شود و خصوص فراری هندوستان تعلق سردار محمد ایوب خان
و فراری ترکستان تعلق سردار محمد اسحق خان که در زمان امیر جنت مکان سرکار
امیر عبد الرحمن خان فرار شده بودند اصه آنها فرمان امان فرستادند افضل ازان
مبلغ ها انعام و احسان و مخارج راه فقراء نوازی کردند و منزل و مکان شان
که ضبط پادشاهی بود همه را بصاحبانش رد نمودند و دیگر قانون نظام داری چنان قاعده
گذاشتند که افسر وسپاه از جادهٔ خود یکذره تجاوز نمیدارند و بخدمت ماموری خود
مامورند و بيك ديگر بقرار سابق که شب و روز بخرابی همدیگر میکوشیدند دخل و غرض
در این عصر نمیدارند هرگاه خیال بدی بخاطر گذرانند از عمل عزل میگردند و دیگر
بمرتبه افسری نمیرسند اضافه بران سابق در بارهٔ فقراء زحمت میرساندند وظلم وستم
میکردند الحال قدرت ندارند گرگ و گو سفند گویا در یکجا برادروار چراء میدارند
بلکه گرگ از گوسفند ترسان است و دیگر در خصوص فقراء از حضور دستو را لعمل
داده شده است که حاکمان و عاملان از قرار دستورالعمل عمل بدارند و اضافه طلبی نکنند
که موجب بازخواست و سزاوار سرزنش است و فقراء نیز از قرار دستور العمل عمل دارند
از طنابانه وزکوة و غیره که امر پادشاه است بکارکنان سرکار بدون مضایقه برسانند
وسند بگیرند که سند سند است و بدون سند پرسیده نمیشود افضل از جميع عدالت اینکه
بندگان سرکار با وجود شوکت و عظمت که از فضل خداوند پادشاه قوی شوکت و شهریار
عظیم الشان است و بسلطنت عظماء رسیده اندا ما سرشت شان گویا فرشته و طینت شان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
