BrowsePādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān → page 464

Page 464

Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān · pages 1–469


Page image — the source of record

Scanned page 464 of Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān

Machine transcription

(۱۹۳) پادشاهان متاخر جلد دوم در این اواخر كتاب كه خواستم ختم نمایم از عدالت شهزاده بلند اقبال فرزند رشید بندگان سركار بخاطر خطور كرد كه در این اوان فرحت نشان آوازه عدالت و رعیت پروری شان مشهور آفاق گردیده حیف دانستم كه اسم سامی شان در پرده خفا ماند وعدالت نوشیروانی شان داخل كتاب نشود زیرا كه از طفیل قدوم مباركشان کینه برا آوری و خواننده و شنونده را سروری حاصل میشود بنابران شمه از سلطنت و خدا جوئی بندگان شان تحریر کرده كتاب مذکور را ختم میدارم چون پادشاهی و سلطنت پدر بفرزند میرسد ختم كتاب هم بمیراث بشهزاده بلند اقبال رسیده شود تا کتاب مذکور زیب وزینت پیدا کند باری سر سخن باز كرديم خلص کلام فقره چند از حضور سركار ذوی الاقتدار پادشاه باعدالت سركار امير عبدالرحمن خان در قيد تحرير در آورده بفرد اسناد ختم کردم که می فرماید شعر این همه گفتم ولی بالا له تمام افسانه بود فرق کن افسانه را از اصل ای کامل نصاب اکنون دو كلمه از شاهزاده بلند اقبال و پادشاه زاده خجسته خصال جانشین پدر با مر پدر سركار خدا جوی تخت نشین افغانستان امير حبیب الله خان خلد الله ملكه وسلطانه باری چون سركار امير عبدالرحمن خان بعد از سلطنت بیست و چهار سال که با مر پرور دگار عالم فانی را پدرود كرده بعالم باقی شتافت قبل از آن كه بيك اجل میرسید در زمان حیات بادل قوی كه خوف از مرگ نداشت و برضای الهی تن در داده بود پسر بزرگ خودرا كه شاهزاده بلند اقبال سردار حبيب الله خان نام داشت و بمنصب ولی عهدی سر فراز بودند جانشین مقرر فرمودند و بسریر سلطنت افغانستان نشاندهند این بود كه بامر پدر به تخت سلطنت موروثی نشستند و فرمان فرمای ولایت افغانستان شدند از آنجا که بفضل خداوند فرشته طینت بودند و ملك طبيعت را جمع بعدالت شده و عدالت را در خطه پاك افغانستان جاری ساختند چنانچه در عصر خود از عدالت انوشیروان گذراندند و نوشیروان ثانی نام برآوردند در اول سلطنت نو شيروان پسر قبا د پا د شاه خیلی ظالم بود و ظلم پرستی میكرد و دست تعدی دراز داشت و در خمیر دل تخم کین می کاشت تا زمانی که بواسطه برزویه طبیب که در آن وقت سرآمد اطباء بود بامر نو شیروان هندوستان رفت و به تدبیرات تمام كتاب كليله ودمنه را بدست آورده منظور نو شیروان كرد از ان بعد دست ظلم وستم را كوتاه ساخت وراجع به عدل وداد شد تا نوشیروان عادل گشت و نام نیكو در عالم گذاشت و تا قیامت باقی ماند و این پادشاه عدالت پیشه ذاتی عدالت پیشه بود لاكن در زمان پدر مخفی بود زیرا که دست قدرت نداشت امروز كه از تفضلات الهی قدرت یافت و صاحب قدرت شد عدالت را ظاهر کرد و در طینت پاكش كه ظلم وستم نبود پیرامون آن نگشت پس ظاهر شد كه از عدل نوشیروان عدالت این پادشاه خداجوی افزون گشت و مشهور آفاق گردید سركار جنت مكان عدالت داشت لاكن باسیاست همراه بود و این پادشاه عدالت پرور تخم سیاست را از خط افغانستان از بیخ و بن بركند و برانداخت و تخم عدالت را در رگ و ریشه افغانستان بر شاند و دست قدرت خدا داده را در قبضه عدالت کرد و خطه افغانستان را

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān, page 464. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0959/464 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0959/464
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record