BrowsePādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān → page 437

Page 437

Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān · pages 1–469


Page image — the source of record

Scanned page 437 of Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān

Machine transcription

(١٦٩) هستند پادشاه قوی شوکت طلب حضور میدارند محرر کتاب تسلی دادم و گفتم که این سخن محض خلاف است و بلکه پادشاه از کمال خداجوئی و رعیت پروری شخص خداجوی و فقرا را دوست میدارند و نوازش میفرمایند و مبالغها خدائی میدهند . قصه کوتاه با وجود تسلی دادن و دلیل و برهان گفتن همچنان ترسان و لرزان دیدم لاکن مردم ترکستان وجود سردار عالی تبار را چون اکسیر عظیم غنیمت شمرده در فرمانبرداری شان سر را قدم می ساختند و از حضورشان خورسند بودند و با انصاف و با مروت میدانستند و زیست و زنده گی ترکستان را بخود و خود را به ترکستان دیدن غنیمت شمرده بحکومت بنده گان عالی خیلی خورسند و مسرور بودند اما در باب کابل و حضور شهریار بنده گان اقدس چنان اسباب خوف درمیان بود که هرگاه نعوذ بالله شخصی را به شوخی میگفتند که شما را بنده گان سرکار امیرعبدالرحمن خان خلدالله ملکه در کابل طلب فرمود فوراً لرزه در بدن مذکور افتاده گویا خود را آمادهٔ مرگ میدانست و مرگ را ترجیح بزنده گی میکرد و هرگاه بزعم مانع از رفتن میسر میشد مبلغ های کلی صرف جان خود می نمود و خود را از رفتن کابل باز میداشت چنانچه یکنفر بشوخی مبلغی داد و دیگر یکنفر افسر بزرگ اثر شنیدن رفتن کابل دست از حیات شسته ممات را اختیار کرد . مختصر کلام هر گاه ازین فقره که در مدت هشت سال بسه صفحه جات ترکستان رویداده و گذارش یافته و بظهور رسیده دفترها را از گذارش آن مملو سازم و جزواً جزواً بنویسم و در قید تحریر درآورم عمر طویل و خاطر جمع و اسباب معیشت و فرحت و خوشی میخواهد که همه اماده و تیار باشد تا به تندرستی تن به کونجکتابخانه نشسته از همه غمها آسوده شب و روز بهمین فقره کوشیده تا شاید به فضل خداوند انجام پذیرد من محرر کتاب هذا که سراسر گرفتار دق و دق بوده بهزار اشتغال روزگار گرفتار در مان کهن سالی و جلای وطن و منت غربت گرفتار و پریشان روزگار و بار عیال داری و کیسه تهی چگونه و چه نحو از عهدهٔ این کار بزرگ که گذارشات پادشاهان زبردست و صاحب سلطنت افغانستان باشد برآمده میتوانم لاکن از هر خرمن خوشه بدست آورده بحضور خردمندان دوران التماس عرضه داشت میدارم که از طریقه خردمندی و کمال نکته رسی پی بمدعا برده مشت نمونه خروار بشمار آرند . اکنون سر مطلب باز گردیم و سخن مختصر سازیم تا برخواننده و شنونده ملالی نرسد باری مدت هشت سال رویداد و گذارشات ترکستان بهمین منوال گذارش یافت و تدبیر جهانداری بکار برده شد لاکن تعجب در اینجاست که جمیع مردم ترکستان از سپاه و فقراء و اغزم و اشراف و بزرگ و کوچک بخواب خرگوش رفته شخصی عیسی نفس پیدا نشد که نطق این سخن را مینمود و راست را از دروغ فرق میکرد و شنیده را مطابق بدیده میساخت و در بین حق و باطل تفاوت می داشت اضافه بران بعضی اشخاصی که از کابل وارد ترکستان می شدند و مردم جویا میگشتند نامبرده چون بعضی محبوسان گنه کار را در کوچه و بازار کابل دیده بود و یا شنیده داشت و یا کدام گنه کاری که سزاواری جزا بحکم شریعت داشت و بجزای بدکرداری خود میرسید این را تظلم می پنداشت

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān, page 437. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0959/437 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0959/437
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record