Machine transcription
پادشاهان متأخر جلد دوم
(195)
دروقت عرضه داشت فقراء که بندگان عالی جواب وسوال بزبان خوش الهام با مردم عرض مینمودند وسخنهای شیرین به جواب میگفتند یقین مردم ترکستان که نوشیروان عادل در تخت افراسیابی نشسته پدر وار بافقراء تکلم پدرانه میکردند چنانچه در زمان حکومت سردار عالی قتل جان وقطع دست ومحبوس زنجیری قطعا نبود تا اینکه از عدالت بسیار دزدان بسیار جمع آمده خانهها را بجمع آوری میزدند تا آنکه دزدان جرار تجار خون از سیاست آسوده بودند چهل پنجاه نفر سوار وپیاده جمع آمده در خود مزار شریف که پایتخت صاحب حکومت بود حمله آوردند وداخل منزل ومکان مردم شدند وصاحب منزل را قتل وقصاص پادشاهی کردند وزرستاندند عاقبت فریاد مردم به فلك رسید بعد ازان بندگان عالی رجوع به قصاص فرمودندوکمتر قصاص کردند اکنون لازم که ازین فقره که وادی پرخطر است قلم را باز داشته از مطلب سخن رانیم وقطع این طریقه رویه اد بوقلمون نمائیم زیرا که استاد میفرماید شعر:
بی زبان باش نه بینی که قلم
تا زبان یافت سرش در خطر است
وهرگاه خواسته باشیم که ازین گونه رویه ادلرا درقید تحریر در آوریم بقول شاعر که میفرماید:
شعر
هر لحظه وهرساعت يك پیشه نو آرد
شیرین تر وزیباتر از شیوهٔ پیشینش
خاس کلام از مطلب دور افتادیم بازگشته از مطلب سخن سازیم باری قلم را جمع بطرف کابل است چنانچه یومیه از اخبارات خوف آمیز جانب کابل مردم ترکستان از سیاه وفقراء وترک وتاجيك وافغان وفارسی زبان همه مابین خوف ورجاء بودند باوجودیکه بگناه خود نمیدانستند لهذا شخصی بود نوراحمد نام که عمری در روضهٔ مبارك شیرخدا به سر برده وبغیر ازپنج وقت نماز دیگر کاری نداشت وروزی هروزه را از فضل خداوند از دربار علی مرتضی حاصل کرده باعیال واطفال خود قناعت کرده شب را بروز میآورد وشکر گذار درگاه الهی بود ودیگر اموری نداشت اتفاقا بندگان سردار عالی وقتی در روضهٔ مبارکه صاحب قناعت دیده اندك مبلغی وظیفه مقرر فرمودند که بطریق دیگر دعا گویان ماه درماه از صندوق خانه عامره بگیرد.
روزی محرر کتاب درصحن روضهٔ مبارکه با شخص مذکور ملاقی شدم چون رابطهٔ دوستی سابقه درمیان بود لحظه نشسته باهم صحبت کردیم لاکن درین سخن کردن نامبرده را ترسان ولرزان دیدم سوال کردم باعث چیست وپریشان چرا آهسته سخن میکند بجواب مخفی بیان کرد که از کابل حدود پادشاه قوی شوکت ترسانم محرر کتاب دوباره سوال نمودم که گناه چیست فرمود که گناه ندارم وشخصی هستم فقیر ودعاگوی وبجز ازده گوشی وگوشهٔ روضهٔ مبارکه دیگر کاری ندارم اما از دور ونزديك شنیده میدارم اشخاصیکه دعاگوئی بندگان عالی را دارند ووظیفه خوا ر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
