BrowsePādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān → page 435

Page 435

Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān · pages 1–469


Page image — the source of record

Scanned page 435 of Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān

Machine transcription

(۱۶۰) شرح حکومت بندگان سردار محمد اسحق خان در صفحه جات ترکستان باز گشادم به طبیبی دکان مرهم دل دارم و داروی جان هر که دلش تنگ نباید زیند داروی تلخش دهم و سود مند و انکه خوش آمد طلید نیز هست لیک شکر رخنه لب را نبست باری سردار عالی سردار محمد اسحق خان مدت هشت سال و چند ماه صاحب سریر ترکستان و فرمانفرمای ولایت مذکور بامر سرکار والاتبار امیر عبدالرحمن خان پادشاه افغانستان بودند و فرمانروائی شان بسیار با عدالت و باشکوه بود اما از رفتار و گفتار سردار محمد اسحق خان چنان ظاهر میشد که سرکار والا تبار و سردار عالی مقدار در امور دنیوی وسلطنت افغانستان یکذره تفاوتی نداشته باشند اما سرکار والاتبار سرکار امیر عبدالرحمن خان پادشاه وفرمانفرما وبزرگ و سردار عالی محمد اسحق خان برادر پادشاه و شريك دولت وسلطنت وفرمانبردار پادشاه خواهند بود که یکذره فبی طرفین درامور دولتی غباری نداشته بلکه موئی بمیان نگنجد و ذرة فرق نباشد چنانچه سردار محمد اسحق خان ماه در ماه که افواج ترکستان را تنخواه میدادند در خاتمه تنخواه سرکار اقدس را بدعای خیر یاد فرموده عمر و دولت وسلطنت بندگان سرکار والا تبار را از خدا خواهان بودند و افواج ظفر شکوه و غیره مردمان حضور آمین گفتند خصوص روزهای آدینه در منابر ومساجدها بعد از خطبه ونماز و دروقت دعاوفاتحه درباره پادشاه ظل الله وسرکار رعیت پرور دعامیکردند وخلق آمین میگفتند پس ازین کردار وازین گفتار وازین رفتار خلق ترکستان عقیده شان کامل بود وصدق میدانستند وقبول خاطر داشتند که در صحبت سرکار ذوی الاقتدار وسردار عالی تبار هیچ کم وکاستی نیست ومحبت شان ازعقل بعید است لاکن چون سه چارسال که ازحکومت سردار عالی گذارش یافت گاه گاهی بزبان راویان ترکستان ازطرف دارالسلطنۀ شهر کابل اخبارات متوحش گوشزدخاص وعام میشد وبیم بسیاری وخوف افزونی بمردم ترکستان ازجانب کابل دست میدادوطریقه طریقه اشتهارات خوف آمیز پیدا میگردیدومردم ترکستان ازین خصوصیات پراگنده احوال شده بیم کلی وخوف بسیاری ازطرف کابل بخاطرشان خطور میکرد تااینکه سال دیگر خوف وبیم افزون گردید همچنين سال بسال از حضور فیض ظهور پادشاه اسلام ومردم ترکستان از سپاه وفقراء ناامید گردیده مابین خوف ورجاء شب را بروز می آوردند وبراحوال پراختلال وخوف بدون ازگناه وبیم وبدون ازسبب درمانده بودند خصوصا که کدام گناهکاری طلب حضور شده بجانب کابل خواسته میشد گویا درترکستان قیامت قائم میگشت وخلق بجان خود ترسان ولرزان میگشتند لاکن ازخود ترکستان آسوده خاطر چنان میگذراندند که باید وشاید روای احمد شاهی محسوب شود یازمان نوشیروان عادل بوده باشد زیرا که صاحب حکومت عادل وراجع بعدالت بودند وسپاه وفقراء درمهدامن وامان بسر می بردند وبعیش وعشرت میگذراندند وداد عیش میدادند ودعای دولت صاحب حکومت خودرا میکردند خصوص

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān, page 435. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0959/435 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0959/435
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record