Machine transcription
(١٤٥)
پادشاهان متاخر
و در ان موقع خبر وفات خود را چنین دیده قبول کرده مژده گرفتند که دایم یکنفر کشنر از دولت برطانیه در پای تخت بحضور باشد بهمین منوال را بطه دوستی بر قرار شد و کمناری کشنر فرنگی که بدولت انگلیس خیلی شخص بزرگی بود با چهار صد نفر خدمتگار مسلمان و نصارا وارد کابل شدند و مدت اندکی در شهر کابل بالاحصار بمنزل امیر محمد اعظم خان توقف نمودند لاکن این سخن و حرکت بمزاج سپاه و فقرای افغانستان موافق نیفتاد و بد بردند و بقصد قتل کمناری کمر بستند و قتل اوشان را بخود مصمم کردند و شب و روز فرصت می جستند و امیدوار فرصت بود ند تا آنکه فرصت یافتند. سبب فرصت یافتن اینکه از حضور سر کار امیر محمد یعقوب خان یکماهه تنخواه در وجه سپاه مأمور و مقرر شد جرنیل داؤد شاه خان که صاحب اختیار افواج بود تسوخالی از خان نموده که بالای تنخواه آمده در کار می نشست و به میرزایان و خزانه دار امر کردند که حصیلا امر سر کار یکماهه تنخواه بدهید.
مردم سپاه عرض کردند که سه ماهه طلب داریم بفر مائید که سه ماهه تنخواه بدهند جرنیل مذکور فرمودند که امر سر کار یکماهه میباشد اضافه بر این هر گاه سه ماهه میخواهید از کمناری کشنر انگلیس طلب کنید که تنخواه افواج تعلق بوی دارد مردم سپاه که بهانه جو بودند تنخواه يك ماهه را نگرفته رجوع بخانه کمناری نمودند پاسن اردل که کندک اول بود تا بمنزل کمناری روانه شدند کمناری و ملازمانش که غوغای فوج را شنیده بدرو بام تماشا می کردند ملاحظه کردند که فوج بجانب شان میرود یقین کردند که بجنگ آمده اند از خوف جان به تفنگ در دند هر چند پاسن اردل غوغا کرد که بجنگ نیامده ایم بعرض آمده ایم از جانب کمناری ردند تا اینکه پنج شش نفر بگوله تفنگ زخمی ومقتول شدند بعد ازان لشکریان توپ هارا بدروازه خانه کمناری مقابل کرده يك ساعت دروازه خانه را با درو دیوار بخاك زمین برابر کردند و پاشن ها از هر جانب که راه یافتند بخانه کمناری خود را رسانده بضرب گلوله تفنگ دو دار نهادشان بر آوردند و بخاك هلاك افگندند سه روز مقدمه طول کشید و از طرفین میز دند تا اینکه پاشن بدرون خانه درآمدند ودست بقتل گذاشتند و متنفسی باقی نماندند چنانچه خانه ها را آتش زدند تادود شان بملك رسید سر کار امیر محمد یعقوب خان از اول صبح که در سراچه بودند تا نماز عصر که کمناری با ملازمان شان قتل شدند از سراچه حرکت نکردند و از عما نجا هر چند کوشش کردند و تلاش نمودند سودند بخشید اما امیر مذکور ازین باعت بحیرت فرو رفت و متفکر ماند زیرا که شخص بزرگی از دولت انگلیس بطرز مهمانی در پای تخت کابل بحضور پادشاه مقتول شد و بدنامی بدولت افغانستان باقی ماند و انتقام در پی است که باید و شاید دولت انگلیس با لشکرهای بیکران آمده از مردم افغانستان قصاص بکشد و خون کشنر خود را بگیرد بهر حال چندی ازین واقعه جان گداز نگذشته بود که از جانب کرم و نزمت لشکر فرنگی بعزم جنگ عازم کابل شده امیر محمد یعقوب خان چون چهار سال محبوس بود وقدری از چشم کم بین شده بودند بلکه از زحمت محبوسی عقل شانهم نمانده بود یاری
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
