BrowsePādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān → page 41

Page 41

Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān · pages 1–469


Page image — the source of record

Scanned page 41 of Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān

Machine transcription

(٣٤) بركاب سردار عبدالله خان بباجنازه آمده بودند تمامى از حضور سركار معزز ومكرم مرخص شده داخل شهر هرات شدند بعد از مرخص شدن آنها بامر پادشاه خدا جوى سر دار شيرعيلخان سه روز گليم دارى نموده در فاتحه که رفتند ومردم لشكرى از خرد و بزرگ که بفاتحه آمده فاتحه ميدادند روز سوم بجميع لشكر ولشكريان را طعام دادند وختم قر آن كردند بعد از ان كه طرفين از گليم دارى تمام شدند آستافى بقرار سابقه دست و پا زوى دلاورى بر گشادند و به چنگ پيوستند ودر زدوخورد کمی وکوتائی نمی کردند لاکن بعد از فوت سردار سلطان احمدخان احوال هرات دگرگون شد ورو يداد لشكر وفقرا سرنگون گرديد واعتبار سابقه عصر پدرش باقى نماند هرچند سردار دلاور سردار شهنو از خان جانشين پدر شده از رفتار سابقه عصر پدرش بمردم سپاه وفقراء بيشتر و بهتر محبت می نمود و رفتار بزرگانه ميكرد اما اعتبار عصر پدرش باقى نمانده بود خصوص که مردم از گرسنگی بهلاكت رسيده بودند بسيار بزحمت شب را بروز می آوردند و به سختی میگذرانیدند وفغان شان بفلك رسيده بود اما تدبیران کدام های شهر تھی شده بود و انبارها خالی مانده افضل ازانکه استاد میفر مائید . هر کس که بی رزاست چون مرغ بی بال وپر است بی زرمنشین که کارزر دارد وزر پیش همه اعتبار زر دارد زر گویند که اعتبار از زر بهتر مشنو تو که اعتبارزر داردوزر قصه کوتاه احوال شهر هرات بخرابی رسید وتدبیرات بزرگان شان مقابل تقدیرات از ای برعکس افتاده ومقابل نیامد . با قضا کارو زار نتوان كرد گله از روز گار نتوان كرد کردگار آنچه می کند نیکوست حکم بر کردگار نتوان كرد بلی ظاهر است که بنده ضعیف را چه قدرت است که بتلاش وسعی وکوشش مهمات خود را پیشرفت بدهد تامر حمت خداوند نشود ممكن نیست چنانچه سردار شهنواز خان که مرد میدان دلاوری بود در جرئت وشجاعت همسرخود کسی را نمیدانست زمانی بخت بر گشت وفلك کینه جو بكينه برخاست هر قدر كوشش كرد سود نه بخشید ومردم حرف او را بجوی نخريد ند . کسي را كه تيره شود روزگار همه آن کنند کس نیاید بکار قضارا بهمان وقت سر كار ذوى الاقتدار كه بشوق گرفتن هرات شب را بروز می آورد ناخوش شد وناخوشی سرکار يوميه ترقى كرد حکمای دانشمند وطبيب های حاذق که بركاب شان حاضر بودند شب و روز معالجه می کردند وسعى بليغ بكار ميبردند فائده حاصل نمي شد بلكه روز مره مرض ترقی میکرد اما با وجود مرض قوی وناخوشی بسیار چون شخص کهن سال بود خود را بتدبیر نگاهداری كرده سخن از گرفتن شهر هرات میزدومردم را از ناخوشی خود تسلی میداد و بگرفتن هرات ترغیب می كرد تا مردم لشكرى پرا گنده نشود خصوص از بعضی پسران خوف میداشت که حرکت بی جا نکنند وهرات را تصرف نكرده شورشی در لشكر پيدا نشود كه باعث بد نامی سرکار گردد تا اینکه یکسال بیشتر از قلعه بندى هرات گذارش یافت دران حال مرض سر كار قوی شد و ناخوشی ترقي كرد

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān, page 41. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0959/41 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0959/41
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record