Machine transcription
( ٣٥ )
حکماء حضور سردار شیرعلیخان را اطلاع دادند و عرض کردند که مرض سر کار علاج
پذیر نیست لاکن خود سر کار والا تبار تجربه کار و تجربه آموخته جهان نورد جهان دیده
جهان پیموده که مرض خود را قوی دیدند دانستند که علاج پذیر نیست بعد از ان جمیع
بزرگان لشکر را با پسران خود و معتبران در بار بحضور فیض ظهور جمع کرده مجلس
بزرگی بر پا کردند و با جمله بزرگان کشکاش نمودند و فرمودند که در ده بوری کابل
سردار محمد علیخان پسر سردار شیرعلیخان را ولی عهد پدرش کرده بدست خود شمشیر
بکمرش بستم و بشما بزرگان حضور خطاب کردم که سردار شیر علیخان جانشین منست
امر و ز مرض سر کار قوی و امید صحت شدن ندارد بصلاح و صوابدید شمایان باید سر د ار
شیرعلیخان را ولی عهد سازم و بجای خود پادشاه افغانستان نمایم شمایان چه مصلحت میدهید
جمله بزرگان که حضور داشتند قبول کردند و عرض کردند که خداوند مبارک گرداند بعد از ان بدست
مبارك خود دستار خود را بسر سردار شیرعلیخان گذاشتند و شمشیر خود را بکمر ش بستند
و بحضور خرد و بزرگ و پسران خود و جمیع بزرگان لشکر و افواج در پایوج بمنصب امیری
سرافراز نمودند بعد از ان بحضور مبارك از همه مردم چه عام و كذا بيعت گرفتند
و جمله مبارك بادى كردند و از جانب امیر شیر علیخان نما می
سرکردگان و بزرگان بقدر رتبه و منزلت شان خلعت های فاخره پوشید ند
و بعد از ان بندگان سرکار نصیحت کردند و امر بفرمان برداری امیر شیر علیخان نمودند
ثانی در باب اتفاق وعظ و نصیحت فرمودند و تحقیقات بسیار و سفارشات بیشمار کردند چون
ازین رهگذر فارغ شدند در خصوص تسخیر هرات و تأخیر نکردند و سرعت نمودند با بزرگان
و سرکردگان گفتگو کردند و امر نمودند و اجازه دادند که تکیه بر ضمایر الهی کرده
بزودی یورش برند و در حیاتی سرکار شهر هرات را تصرف دارند زیرا که پاد شاه شما
که من باشم عمر خود را آخر میدانم و در باقی عمر خود اعتمادی ندارم هر چند زود تر کار
هرات را انجام بدهید آرزوی پادشاه برآورده میشود وارمان بدل نمی ماند و میخواهم
که فتح هرات را ملاحظه کنم بعد آسوده خاطر برضای خداوند واصل شوم لهذا از
فرمان های سر کار و بیان های شاهانه آن عالی تبار جمیع بزرگان حضور و سرکردگان
لشکر متفق الكلمه جواب دادند و بعرض اقدس رسانیدند و فتح هرات را بفضل خداوند
و مددگاری سید کونین بر ذمه گرفتند و تکیه بر ضمایر خداوندی کرده بتدارك فتح هرات شدند
وجمله بزرگان مصلحت را بیکجا قرار دادند چنانچه بموعد ما موری کمر را بمرد انگی
بسته باتفاق دعا و فاتحه کردند و هر يك بسنگر خود رفته آماده یورش بودند و انتظار
فرمان میبردند زیرا که اختیار جنگ به پاد شاه قوی شوکت سرکار امیر شیرعلیخان بود
و بامر سرکار جدید حمله می بردند تا اینکه از چهار جانب خبر بسر کار عالی تبار رسید
که همه آماده و تیار انتظار فرمان هستند بعد از ان امر شد که طرم چی فرمان جنگ بدهد
چنانچه حسب الامر از چهار جانب نقب های آماده شده را آتش دادند و آماده فرمان
یورش بودند تا اینکه فرمان شد و از پرانش نقب ها فارغ شدند جمیع لشکر از افسر و
سپاهی و شاه و گدا که مهیای کارزار بودند بجانب شهر یورش بردند و تاختند و طرفین به
جنگ پیوستند و مقدمه آغاز کردند و داد مردانگی دادند و بزبان گهر بار میگفتند .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
