BrowsePādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān → page 407

Page 407

Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān · pages 1–469


Page image — the source of record

Scanned page 407 of Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān

Machine transcription

(۱۳۲) جلد دوم دار ملك حواله نمودند و بعد فرمان فرستادند و امر کردند که در زمان اندك باید و شاید جمع آوری کرده بخزانه عامره برسانند ورسید خزانه دار را حاصل کرده بدفتر مملکتی ثبت بدارند و در نزد خود نگاهدارند تا در وقت محاسبات مجرا شود چنانچه در جمیع ولایتهای افغانستان از غزنین و قندهار و فراه و هرات و دیگر قصبه جات وشهر های كوچك و بزرگ و دهات و غیره تماماً آدم مقرر شد که بودنا بود را حصول سازند لاکن بندگان سر کار و وزیران در بارومشیران کاردار را یقین حاصل بود که بودا ندك است و مردم افغانستان از این رهگذر بسیار خورسند خواهند بود زیرا که نام غزا در بین است اما ندانستند فقراء از این وجه آزرده خاطر می گردند و پادشاه عدالت پرور پاك طینت خود را غیبت می کنند و بد میگویند و به بدی یاد می فرمایند و مبلغ قلیل بنظرشان کثیر مشخص میشود و دو پاره پادشاه وولیعهد پسرش که در عین احباب و شاهزادگی خدا جوی میباشد نفرین می کنند اما چگونه ولیعهد بچه آهو شاهزادگی وجه رعیت پر و ری و فقرا نوازی که مثال نخواهد داشت با وجود این همه رحم دلی و خداجوئی شب و روز فقرای بی اندیشه دربارۀ هم چنین جوان صاحب كمال بد می گفتند و در نصف شب ها و سحرگاهان نفرین می کردند و پادشاه عادل خود را بظلم و ظالمی نسبت میدادند عاقبت نارضامندی فقراء بحضور اقدس معلوم شد و آزرده خاطر شدند و جمع وزيراء را بد گفتند و سرزنش کردند بعد از آن درباره فقراء غضب کردند در باب جمع آوری وجه حکم ناطق فرمودند و جمیع افغانستان را ظالم پرور خطاب کردند و در مجلس عام مرحمت فرمودند که طایفه افغان و مردم افغانستان ظالم پرور وظالم طبیعت اند و پادشاه رعیت پرور و امیر عدالت گستر را نمی خواهند چنانچه ظالم را عدل و عدالت را ظالم میدانند زيرا كه خاك و آب افغانستان پرورده نفاق است ولایتی که نفاق اندیش بود ظاهر است که همه کارات شان برعکس باید بود از در گاه خداوند می خواهم که دایم گرفتار ظالم و پروردۀ ستم باشند تا قدر عافیت بدانند هر چند که عافیت را نمی دانند با وجود آن بظلم گرفتار آیند تا شاید از فقراء نوازی سر کار قدری آگاه شوند و نیکی های بندگان اقدس را شمه بدانند بهر حال ازین واقعه چهار روپیه گی مدت دو سال که دارش بافت تا داخل خزینه گردیدلاكن استاد می گوید : فرد خوی بد بر طبیعی که نشست نرود تا بوقت مرگ از دست مردم فقراء از باعث همین مبلغ قلیل که عبارت از چهار روپیه گی باشد و مبلغ کثیری بنظرشان جلوه داده بود شب و روز در بارۀ سر کار و ولیعهد دعای بد می کردند قضا را در سال نهم از سلطنت دویم پارۀ سر کار اقدس گذشته بود که ولیعهد ناخوش شد و ناخوشی شاهزاده بلند اقبال بطول کشید و یومیه مرض ترقی کرد عاقبت مرض راجع خفقان شد و کار دشوار افتاد حکمای دارالسلطنه و داکتر های دولت انگلیس كه هر يك خود را افلاطون زمان و بقراط عصر خود می دانستند از معالجه و شناخت مرض شاهزاده والا در ماندند و بحرت افتادند آخر الامر جمله اطباء حضور شاهزاده چنان مصلحت دیدند که مرض خفقان بجز از سیل و صفاء و ساز و سرود و گل های رنگ نما رنگ سبزه زار

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān, page 407. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0959/407 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0959/407
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record