BrowsePādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān → page 401

Page 401

Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān · pages 1–469


Page image — the source of record

Scanned page 401 of Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān

Machine transcription

جلد دوم (١٤٢) پلید است اضافه بران سخن های بی اورا حق و صدق دانسته از وی خورسندی و رضامندی نموده مختصر سخن سر کارخدا چوی از کمال بزرگی خط سردار محمد یعقوب خان را از نظر گذرانده آشکار نکرد و پنهان داشت لاكن متوجه حركات سردار مذکور از پیشتر بیشتر شدند و سردار محمد یعقوب خان شب و روز ازین حادثه که خط بدست افتاد ما بین خوف و رجا بسر میبرد و معالجه درد خود را نمی یافت یعنی فرصت فرار شدن میسر نمیشد ازین روی بسی غمگین بود و ساعت بساعت اختیار رفتن داشت چنانچه شب پنجم اسپان خود را در شب نعل بندی فرمود و بخاطر داشت که فردا باید خوفیه روانه هرات میشویم اما از ین غافل که از معتبران حضورش لحظه با لحظه اخبار و ابحضور سرکار میرساند و همه وقت پهره دار مامور بودند و محافظت مینمودند که حرکت نکند و فراری نشود باری چون شب گذشت و فردا سردار محمد یعقوب خان وارد حضور شد سلام کرده ایستاد بندگان اقدس بعد از ساعتی مرحمت کردند که دیشب چه اراده یکدایم خیال فاسد اسپان خود را در شب نعل بندی نمودند مقصد ازین نعل بندی چه بود سردار محمد یعقوب خان در جواب سرکار عرضداشت نمود که بسیاری اوقات اسپان خود را در شب نعل بندی نموده ام بلکه بحضور سر کار و الاهم این قاعده غلام ظاهر است بعد بندگان اشرف خط اسمی سردار محمد ایوب خان را بدست سردار محمد یعقوب خان دادند و سوال کردند که از چه سبب اینخط را به هرات می فرستادید و چرا بخیال شورش افتاده اید و باز میخواهید که عالمی را بر باد بدهید و قصد قتل کدام یکی را بخاطر گرفته اید این چه غوفا است که شما را دست داده و از چه باعث بندگان اقدس را آسوده نمیگذارید بعد ازان حركات هرات را يوما فيوماً ومجلس بمجلس که از سردار محمد یعقوب خان صادر شده بود باز گفتند و دایل و برهان برای سردار مذکور نشان دادند لهٰذا چون کار برسوائی انجام یافت و طشت از بام افتاد جای سخن کردن باقی نماند سردار محمد یعقوب خان بغیر از سکوت چاره بخود ندیدند سر بزیر افگندند و جوابی نگفتند این بود که غضب بر طبیعت سر کار متوالی گردید ولرزه باندام مبارکشان افتاد بر آشفتند و از روی غضب امر کردند که در سراچه بقل حرام سرای محبوس کرده احدی را نزدیک وی نگذارید و خانه را تاريك سازید که اصلاً روشنی نتابد و غرسی و درهای خانه را کل میخ کنید و شرط احتیاط بجا آرید بدون از امری ضروری که از در بر آمده و پهره دار با او باشد دیگر نگذارید که از درون خانه قدم بیرون گذارد و چنان درباره محبوس مذکور سخت گیرید و بز حمت گرفتار سازید که تا قدر عافیت ظاهر گردد و احسان پدر هویدا شود زیرا که از بخت برگشته گی و فتنه زدگی چه زحمت های کلی که بسر کار والا رسانیده خصوص مرگ سه نفر که سه رکن دولت و بازوی بندگان اقدس بودند چه نحو بقتل رسیدند و چگونه داغ بر دل سر کار نهادند اکنون کج رفتاری و کج روشی تعلق ببزرگی و شاهزادگی ندارد نادر افشار که صاحب سلطنت شد و بفضل خداوند اقلیم ها کشاد حکومت ایران را که ساکنان به پسر بزرگش عطا فرمود و تاج سلطنت بر سرش گذاشت عاقبت فرزند به قتل پدر کمر بست و در جنگل مازندران بامر مذکور به تفنگگ زدند زخمی شد و خداوند نخواست که مقتول شود تا اینکه نتیجه کج رفتاری خود مذكور را بفرمان پدر از دوجشم عاجز کرد ظاهر است که سردار محمد یعقوب خان

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān, page 401. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0959/401 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0959/401
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record