Machine transcription
(١٤٢)
پادشاهان متاخر
هم زحمت بدطینتی خود را باید بکشد تا بداند که بدی چقدر نتیجه بدی پیش می آرد.
شعر
تو چاهی کنده در دل که خلقی را در اندازی
نمیترسی از ان روزی که خود را در میان بینی
و شاعر دیگر میفرماید:
یا خود کج و یا ما کج و یا خلق خدا کج
آخر نشوی راست بگو تا بکجا کج
خلاصه کلام بهمین منوال که تحریر شد سردار مذکور بقید و بست سخت گرفتار گردید و محبوس بزحمت شد لاچارا تن بتقدیر خداوندی در داد و بمنزل تاریک آسوده نشست واری بعد از محبوس شدن سردار محمد یعقوب خان از حضور فیض ظهور بندگان سرکار ایشك آقاسی شیر دل خان وسردار شاه پسند خان و یکی دو نفر بزرگان دربار مامور هرات شدند و فرمان تسلی خاطر بجهت سردار محمد ایوب خان و بزرگان حضور سردار مذکور از حضور بندگان اقدس داده شد و ایشك آقاسی شیر دل خان را سفارش فرمودند که سردار محمد ایوب خان خورد سال است مبادا خوف غالب شود بهر صیغه باشد تسلی بدهید و از حضور سرکار امیدوار نوازش و مهربانی بدارید و چنان کنید که آسوده خاطر عازم حضور شود و خوف ندارد احیانا هرگاه خیال حکومت هرات داشته باشد به اتفاق سردار شاه پسند خان مامور هرات بدارید که بصلاح و صوابدید سردار شاه پسند خان که شخصی بزرگ است حکومت ورزند اشخاصی که بحضور دارند ملاحظه کنید که چه نحو مردمان اند هر گاه خیرخواه و دولت خواه و اشخاص خدمت گذارند نگاهدارید و الا بحضور بندگان سرکار بفرستید مخلص کلام این بود که ايشك آقاسي شير دل خان و سردار شاه پسند خان عازم هرات شدند تا اینکه بحدود هرات داخل شدند سردار محمد ایوب خان که قبل ازین بمعرفت شاطر سردار محمد یعقوب خان که از کابل چاپاری خبر به هرات رسانده بود و واقف بودند فورا آدم فرستاد امر کردند که محبوس وار داخل شهر هرات کنند خصوص ايشك آقاسي شير دل خان را با دیگران بدون از سردار شاه پسند خان زحمت و زجر بدهند و بزحمت تمام داخل شهر هرات بدارید تا عبرت خلق الله گردد چنانچه بهمین زحمت ايشك آقاسي شير دل خان را وارد شهر هرات نمودند و سه روز در هرات محبوس و از نگاه داشتند ثانی بمصلحت دید بزرگان حضور خود سردار محمد ایوب خان در طائفه جمشیدی که خان آقای جمشیدی خسر سردار محمد یعقوب خان بود و بحضور سردار محمد ایوب خان خیلی عزت داشت و از خود می دانستند ايشك آقاسي مذکور را محبوس فرستادند و در قید و بست مذکور سفارش فرمودند اما سردار شاه پسند خان را در شهر بحضور خود نگاهداشتند و زحمت نرساندند لهذا چون کار بدینجا رسید بعد ازان به تهیه و تدارك لشکر کشی شده در حدود پل مالان خیمه و بارگاه برپا کردند انتظار ورود لشکر کابل بودند اضافه بران دو كندك پلتن و يك رساله مکمل اسباب و شش عراده توپ جلوی بسرکردگی کاهوس خان جرنیل که غلام سردار محمد یعقوب بودند در حدود سبزوار فرستادند که از دشمن با خبری کرده یومیه اطلاع بدهند باری چون خبر محبوسی ايشك آقاسي شير دل خان در کابل بحضور پادشاه اسلام پناه رسید بحیرت فرو رفتند و سردار محمد یعقوب خانرا نفرین کردند زیرا که ايشك آقاسي مذکور بحضور پادشاه شخص بزرگی بود و سزاوار اینطریقه بی عزتی نداشت بعد ازان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
