BrowsePādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān → page 367

Page 367

Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān · pages 1–469


Page image — the source of record

Scanned page 367 of Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān

Machine transcription

(۱۰۸) جلد دوم مصرع ۔ « این خیال است ومحال است وجنون» اضافه بران حكما زبان سخن را باطل کرده باقی نگذاشته اند . فرد هر که در کار ها شتاب کند خانه عقل خود خراب کند قصه کوتاه سردار مذکور ازین کردار ناصواب خود بهزار درجه پشیمان اما سود نمی بخشد و کبار ازدست رفت چون باحوال پر اختلال خود نظر افگنده بششدر حیرت فرو رفت خصوص بندگان سرکار فلک لشکر در بالای کوه چنداون سرزنش گویا مأمور کرد و امر کرد که هرگاه از سردار محمد اسمعیل خان حرکتی پیدا شود به امر سر کار سرزنش کنید خلاصه کلام مدت پنج ساعت بهمین منوال گذارش یافته و عرصه به سردار صاحب تدبیر تنگ شد و راه چاره مسدود گشت لا به بند پیرنجات خود شده به قراری خود رضا داد لاکن کسی متعرض نشود به اختیار خود بهرجا روانه شوم ممکن باشد سرکار امیر شیر علیخان این امر را قبول نفرمودند و مرحمت کردند که محبوس نمیدارم اما به اتفاق پهره دار از از ولایت افغانستان بدر کرده هندوستان میفرستم وهرگاه قبول نکند همین ساعت بدست آورده محبوسی عمری میدارم بعد از آن ایشک آقاسی شیردل خان وحسین علیخان سپاه سالار را مقرر کردند که از چنداول برآورده به معرفت پهره دار به جانب هندوستان فراری کنند چنانچه در جای حسین علیخان سپاسالار که در آن وقت لاله ولی عهد بودند یکجا شده قسم کردند که محبوس نسازند بعد از آن از دروازه شاه نجف برآورده بايك صد سوار رساله به اتفاق ذوالفقارخان وصالح جان برادرانش قرار هندوستان کردند خدمت کبارمذکور که چون پروانه گرد شمع جمع بودند و پرگهای خونهای خود را میریختند و جانهای خود را فدای خاک پای مبارکش میکردندچون بنات النعش از دور آن یار نیکو رفتار پراگنده و متفرق شدند از جمله دوصدسوارجان فدا پنج نفر کمر بخدمت بستند وبه حضور بادار خود فراری شدند تا اینکه ازخاك افغان برآورده تحویل پهره داران انگلیس نمودند ورسید گرفتند اتفاقا سردار محمد اسمعیل خان از پهره دار فرنگی فراری شد و جانب بدخشان رفت و از آنجا بدون خوف ورجاء عازم کابل شد زیرا که با شخص دلربا خاطر خواه بود لیکن شرح آن از نوشتن دور است ولازم ندارد که در قید تحریر در آید فرصتیکه وارد کابل شد بدون آنکه حضور سرکار برسد نرسید و دوم باره بدون به مراد خویش واصل شدن فراری شد ذولفقار خان وصالح جان در فراری اول محبوس دست فرنگی شده بودسردار مذکور هم دیگر بار به برادران رسیده متفق شدند اکنون شرح گذارشات سردار مذکور از حدحساب وشمار بیرون است زیرا که به گردشات فلکی گرفتار گشته بلکه سزاوار تحریر هم ندارد. شعر کسی را که تیره شود روزگار همه آن کند کس نباید به کار گلیم بخت کسی را که بافتند سیاه به آب زمزم وکوثر سفید نتوان کرد

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān, page 367. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0959/367 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0959/367
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record