Machine transcription
(۹۹)
پادشاهان متاخر جلد دوم
تربیت کننده نداشت که متوجه تربیت اوشان می شد اکنون امید ترقی دارد تا خواست خداوند چه باشد خصوص از مرحمت پروردگار امروز ترقی دولت خدا داد بندگان سرکار امیرشیر علیخان است چنانچه یک نتیجه ترقی افغانستان اینکه قبل ازین فوج افغانستان بزبان انگلیس مشق قواعد میکردند گویا از قواعد شان دیگر دولت میدانست البته در آنوقت خلل پذیر بود امروز بمصلحت دید پنجنفر بزرگان دربار بزبان افغانی قواعد ساختند و در جمیع افواج افغانستان جاری کردند البته در وقت جنگ و مقدمه دولت خارجہ پی بزبان شان نمی برد و از لفظ شان نمیداند اینهم نتیجه ترقی خطه افغانستان میباشد و دیگر نتیجه ترقی دولت واقبال شهریاری آنکه قبل ازین تحریر شده بود که در مقدمه شجاع آباد در شبیکه فردا مقدمه میکردند یکدانه زمرد بزرگ در خزینه داشت از حسین علیخان خزینه دار طلب کردند و مفقود شد چنانچه سابق شرح وارد در کتاب نوشته شد و بخاطر سرکار که خزینه دار پنهان کرده و خزینه دار خاطر جمع که تحویل حضور سرکار است تا اینکه بندگان سرکار صاحب سلطنت دوباره شد و بر تخت دارالسلطنه کابل برقرار گردید و بهر شهر و دیار حاکم مقرر فرمودند خداینظر خان وردك حاکم غزنین شد قضا را در همان زمین که بارگاه بندگان اقدس بر پا بود صاحب زمین بجهة زراعت قلبه میکرد و بیل میزد چیزسبزی بزمین ظاهر شد برداشت و باب تازه کرد بنظرش گرم آمد و متحیر ماند عاقبت در شهر غزنین در نزدصرا ف هند و آمد و نشان داد صراف از دیدن زمرد بحیرت افتاد و از دهقان حقیقت کرد و حقیقت شنید هندوی صراف هر چند در پنهان کردن فکر زد علاج پذیرنه شد لاچار با تفاق دهقان نزد حا کم رفت و بیان واقعه را عرض کرد خداینظر خان وردك از ديدن زمرد بحیرت ماند وعلاج پنهان کردن بخود ندید بعد از ان با تفاق یکنفر خدمتگار معتبر خوددهقان و صراف هندو را با عریضه حقیقت زمردکه از زبان دهقان شنیده بودند بحضور سرکار فرستادند این بود خدمتگار خداینظرخان باهندوی صراف ومرد دهقان بحضور رسیدند و زمرد را بحضور تحویل کردند سرکار صاحب اقبال از مشاهده این حال که بعد از سه سال زمرد پیدا شد شکرانگی بدرگاه ایزدی کرده از دهقان سوال کردند که چه نحو زمرد بدست آمد دهقان بیان واقعه را عرضداشت کرد بعدازان سرکار اقدس با بزرگان دربار که حاضر بودند امر کردند که شما سخن نکنید وسکوت ورزید تا ساعتی با حسین علیخان خزینه دار که حال نایب سالار است شوخی کنم و آزاربدهم و ملاحظه بداریم که چگونه جواب میگوید اما جمیع شما یان داشته باشیدو خوب بدانید که اصلاً بخاطر سر کار نمیگذشت که زمرد را خزینه دار نمك زده باشد زیرا كه نمك پروردۂ حضور سرکار از زمان خردسالی میباشد وحقیقت راستی شان از اول تا اخیر بحضور سرکار واضح و روشن است مختصر کلام حسین علیخان خزینه دار بحضور حاضر شد وسلام کرد بعد از ان سرکاروالابهر وغضب فرمودند که مدت سه سال گذشت و در باب زمرد بندگان اقدس صبر کر دو تحمل نمود که شايد يك نحوی زمرد را بحضور آورده تسلیم کنید وشما اندیشه نکر دید ای نمك حرام تا کی و تا چند طاقت کنم وتحمل نمایم زود تر زمرد را بحضور آورده و تحویل کنید حسین علیخان که طبیعت یافته حضور سرکار بود دریافت که معامله چیست از روی کمال جرأت دست بادب پیش آمده عرضداشت کرد که فدایت گردم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
