BrowsePādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān → page 352

Page 352

Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān · pages 1–469


Page image — the source of record

Scanned page 352 of Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān

Machine transcription

(۹۳) پادشاهان متاخر تا اینکه سرکار فرخنده آثار نزديك با افواج نظامی رسیدند و تشریف فرما شدند که افسران نظامی بقانون نظام بحکم افسر بزرگ سلامی گرفتند بقدرت کامله خداوندی از صدای موزیکان و آواز توپهای آتش فشان چنان غلغله انداخت که کوش فلك کر می شد و زمین معرکه از دو توپ و تفنگ سیاه و تاريك شده قیر کون کر د یه و چون شب ظلمانی پیش آمد یکساعت کامل بهمین منوال گذارش یافت تا سلامی تمام شد و روشنی افزود بعد ازان سرکار افغانستان با افسر بزرگ لات پنجاب از اول فوج آهسته آهسته قدم رنجه فرموده از افسر و سپاهی هر کدام بزبان درر بار نوازش نموده میگذشتند تقریبا یکساعت گذشت تا جميع افواج از نظر فیض اثر سر کار بطريق مختصر گذارش یافت و نوبت بفقرا رسید سرکار قوی الاقتدار بهمان منوال که با افواج نظام ملاقات کردند و محبت های دوستانه و نوازشات شاهانه فر مو د ند بفقرا نیز بهمان رفتار از سادات وعلما وفضلا و تجار وفقرا از جزوی و کلی درجه بدرجه صحبت وملاقات کردند بعد از آن بفقرای نصارا و هنود مرحمت و محبت و ر ز ید . بهر كدا م سخن های شاهانه میگفتند و قدم بقدم میگذشتند و مردم فقرا از مرحمت های شهریاری چقدر مسرور و خرسند گردیده صدا را به هورا بلند میکردند و در باره پادشاه قوی شوکت با واز بلند فریاد میزدند که زنده باد پادشاه اسلام و فرخنده باد دولت خدا داد و پاینده باد سلطنت افغانستان خلص كلام تا بد رو ازه شهر سر کار ظل الله با مردم فقرا بنوازشات شاهانه رفتار مینمودند تا اینکه بدروازه شهر بدولت و اقبال وارد شدند و داخل شهر گردیدند همچنان رفتاری که در بیرون شهر با مردم فقرا نموده بودند درون شهر هم بهمان احوال رفتار کردند زیرا که زن و مرد در کوچه و بازار و درو بام ایستاده با واز فصیح دعا و ثنا باداء میرساندند و زنده باد پادشاه اسلام و پاینده باد دولت افغانستان میگفتند مردها هورا میکشیدند و عیال ها از در و بام د ستمال تکان میدادند زیرا که هرا یکنوع عزت بزرگ است در باره پادشاه بزرگ چنانچه هورا در جميع دول های اروپا معمول است و حکم دعا گوئی و تهنیت ورود پادشاهان است و عیال های که در بام و قصرو قصور منتظر ورود سرکار و انتظار قدم فیض آثار آن شهریار والا تبار بودند چون نظر شان بجمال جهان آرای سر کار اقدس افتاد از خرد و بزرگ دستمال تکان دادن بمردم عیال مامور است و بندگان سرکار خدیجو در باره عیال ها بزبان شیرین مرحمت فرموده نوازش میکردند تا بدروازه ارك رسيداند لات ملكي یکفرسخ در بیرون شهر باستقبال آمده بودند چنانچه قبل از این تحریر شده بود که لات مذکور صاحب اختیار کلی ممالک پنجاب و بزرگترین کل ولایت است مامور حضور فیض ظهور بندگان اقدس از جانب دولتی بودند درینوقت باتفاق سرکار والا تبار بدروازه ارك از بالای فیل پیاده شدند زیرا که از درو دروازه ارك الی قصر سلطنتی پای انداز های قیمت بها که مبلغ های کلی صرف شده بود انداخته بودند تخمیناً تا عما رت سه صد قدم می شد که فرش کرده باعث عز ت د ا ر ی پاد شاه از دولت انگلیس شده خواهان خرسندی پادشاه بودند و فخر دولت خود میدانستند البته لازم است که پادشاه بزرگ را همچنین عزت دارته و سرافرازی د و لت خود

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān, page 352. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0959/352 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0959/352
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record