Machine transcription
(۹۲)
جلد دوم
امید وارم که در پارهٔ این نادان که سخن خود را در بازار رسوائی انداخته
برفتار سخن سرایان رفتار میدارد اما : این خیال است و محال است و جنون ،
اکنون از مطالب سخن سازیم وقصه را کوتاه کنیم از همین نکته ظاهر است وقیاس
باید کرد که همچنین پادشاه بزرگ که فرمان فرمای خطهٔ افغانستان باشد با التماس دولت
انگلیس که دولت جلیل القدر وفرمان فرمای چهاردانگ هندوستان وبزرگترین دولهای
خارجه باشد بطریق محبت وارد ولایت مذکور شود باید وشاید که خدمات حضور
شاه را بنوعی بدارند که سزاوار مهمان ومیزبان باشد زیرا که افغانستان مملکتی است
بزرگ وصاحب سلطنت وسریر آرای آن که پاد شاه قوی شوکت نامدار باشد
البته دولت انگلیس با وجود بزرگترین دول های خارجه بودن در ورود آن فخر
ومباهات میدارد ودر شرایط مهمانداری وخدمات شایسته لحظه فرو گذار نمی شود
چنانچه شمهٔ در ورود پشاور تقریر کرده شد مختصر سخن چون از پشاور بعد از توقف
سه روز بندگان اقدس حرکت فرما شدند فرمان دولتی آنکه به شهرهای بزرگ
سه روز و در شهرهای كوچك يك روز توقف پاد شاه قوی شوکت با شد مقصد از
توقف کردن شرط عزت و مهمانداری بجا آوردن و در اعزاز و اکرام حضور
کوشیدن و افزون کردند لہذا بہمین منوال رفتار وکردار وافر از دولت انگلیس
در بارهٔ شهریار کشور گیر از حد توصیف خارج است وقلم دو زبان در تقریر آن
عاجز وقاصر است با وجود دو زبانی از عهدهٔ تعریف آن برآمده نمیتواند چنانچه
از پشاور مراجعت کرده منزل بمنزل شهر به شهر نزول اجلال فرمودند تا اینکه بيك
منزلی شہر لاهور رسید ند وچون آفتاب تابان وماه درخشان بخیر وخوبی فرود آمدندوساعتی
استراحت فرمودند بعد از آن افسران لاهور از بزرگ و كوچك از نظامی و ملکی با فقرا
معتمراز سادات وعلماوفضلاوتجار خواه مسلمان خواه طائفه نصارا وهنود بحضور سر کار
پادشاه عدالت گستر وارد شده سلام کردند وتهنيت فرستادند واز حضور بند گان
شهریار پادشاه قوی شوکت افغانستان نوازش ومہربانی دیده واپس مر خص شد ند
که فردا بیرون دروازهٔ شهر باستقبال برآیند تا اینکه فردا شد بندگان اشرف اقدس
همایونی بدولت واقبال باشوکت اسکندری ودبدبهٔ دارایی وهیبت جمشیدی سوار فیل
کوه پیکر زمین گرد جهان پیما گردیده چون آفتاب تابان درخشان و هویدا ونما یان
وبزرگان حضور چون پروانه بدور آن سرور دارا دربان جمع وچهارہزار سوارمکمل
ومسلح از منزل مذکور بجانب شہر لاهور بركاب پادشاه روانه شدند وافواج انگلیس
يك فرسخ از شهر بیرون بدوجانب صف بسته و توپهای آتش فشان از دردهان رابعد بحد
مابین افواج سوار پیاده تقسیم کرده انتظار ورود آن سرور دارا دربان بودند بعد
از افواج نظامی از مردم فقرا واز سادات وعلماوتجارواهل كسبه ازشاه وكدا وخرد
وبزرگ وپیر وجوان پیوسته با افواج نظام دوطرفه صف استاده بودندوامیدوار دیدار
پاد شاه اسلام ومشرف شدن به قدم بوسی پادشاه افغانستان انتظار می بردندمختصر کلام
تا دروازهٔ شهر همچنان خلق انبوه جمع وانتظار ورودسر کاروالا اقتدار را می کشیدند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
