Machine transcription
جلد دوم
(٩٤)
را خوا هان باشند لہذا سرکار والادست بدست لات ملکی از بالای پای اند از ها
میگذشتند و مردم ازعقب پای انداز ها را تاراج کرده دعای دولت پاد شاہ اسلام
را میکردند تا آنکه داخل قصر سلطنتی که جهت شہر یار و الا تبا ر معین کر ده
بودند وارد شدند بعد از ان لات ملکی خانه بخانہ ومنزل بمنزل صحبت کنان بحضور
سر کار همراه میرفتند تا بمنزل معین داخل شدند بند گان اقدس بد ولت و اقبال
استراحت فرمودندولات بزر گ از حضور مرخص شده بمنزل خود رفتند این بود که بعد از
نیم ساعت بقرار قاعده وقانون بزر گانه وروش شا هانه بندگان اقدس با تفا ق
مهماندار باشی دولت برطانیه و پنج نفر خدمتگاران بزر گ به بازدید لات ملکی بمنزل
شان تشریف فرما وملاقات نمودند و ساعتی صحبت های دوستانه فرمودند در ثانی باز گشته
بمنزل خود تشریف فرما شدندمقارن غروب آفتاب نزديك بشام خود جناب لات باچند نفر
بزرگان دولت از ملکی وجنگی بحضور سرکار در منزل شان وارد شدند و چند
دقیقه صحبت نموده ثانی با تفاق به تماشا خانه تشریف بردند به تماشای باز یگر ان
اروپا که بازی شان از عقل بعید است تما شا کردند تخمیناً سه ساعت گرفتار تماشاه
بودند چنانچه قبل از ورود شُرکار بغیه خرسندی بلکه سبب عزت حضور اقدس از
جميع دول اروپا هرگاه تماشاه خانه نامدار بود در لاهورجمع آورده بودند و هر شب
بازی های تازه بحضور بندگان اقدس نشان میدادند اضافه بران هر شب شهر لاهور
از کوچه وبرزن وبازار ومنزل ها چراغان برنگ های مختلف مقرر بود که تا نصف
شب از تماشای آن حیرت میفرود گویا شب تار چون روز روشن نمایان وآشکار بود
خصوص که جميع کوچه وبازار آئینه بندان شده بود خلاصه کلام مدت هجده روز در
لاهور توقف فرمودند سه روز کلیه مجلس مذاکره و کنکاش و گفتگوی دولتی بعنوان
دوستی مطالبات کسانی از طرفین وسوال های بسیار و جوابهای بی شمار در باب دوستی
وغیر آن هر روزی پنج ساعت مجلس مذاکره مامور ومقرر بود و باقی شب وروز به تماشای
کار خانجات توپ ریزی و تفنگ سازی وگرج سازی و سان فوج و مقدمه جر ثقالی
ودیگر کار خانه های دولتی که در شهر لاهور مقرر بوديك بيك رابا تفاق خدمتگا ران
حضور وافسران دولتی رفته تما شا میکردند لاكن هر استاد کار که صنعت خود را
منظور حضور مینمودند از حضور سرکار سر افرازی از خلعت و انعام حاصل میکردند
تا اینکه جمیع امورات دولتی از طرفین حسب المدعا حاصل شده کمال خرسندی
بدولتين دست داد وکار باتمام رسید و سرکار بلند اقبال بفتح وفیروزی و حا صل
مدعا واپس اراده دارالسلطنه کابل نمودند چون رفتن دارالسلطنه بخاطر سرکار
مصمم شدلات ملکی بحضور والا یکدانه نشان دولتی که بزرگترین نشانهای دولت
انگلیس است با شمشیر دسته مرصع و کمربند گوهر نشان و دوراس اسب عربی با اسباب
ودیگر اجناس های قیمتی که سزا وار پادشاه بزر گ باشد بخصوص که همچنین پاد شاه
بزرگ که با التماس دولت آمده باشد و دولت انگلیس بزرگترین دول ها شمرده شو د
لازم که همچنان ارمغان ها منظور حضور بدارد از ان پس چند ضرب توپ بزر گ
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
