Machine transcription
جلد دوم
(۹۰)
مال رسانیده میشود تأکید است . چهارم از سپاه و فقرای دولت انگلیس هر گاه
سرموئی ضرر باحدی از سپاه کابل و خدمتگاران حضور پادشاه افغانستان برساند
بکار گذاران ولایت حکم است که بدون تحقیق بجزا رسانیده شود و هر گاه
از خدمتگاران پادشاه قوی شوکت افغانستان بمردم فقرا وسپاه دولت انگلیس
ضرر برسانند البته بازخواست نخواهد شد و کارگذاران ولایت پرسش و تحقیق
نمیدارند زیرا که مهمان عزیز و پادشاه بزرگ است پس درینصورت شرط احتیاط
بجا آرند تا ضرری بشما مردم عاید نشود اضافه بر آن سپاه و فقرا دولت را لازم است
که در مهمان نوازی شرط احتیاط بجا آرند و در خدمتگذاری شان لحظه تغافل
نورزند که موجب رضامندی دولت انگلیس در آن است و خرسندی کمپانی بهادر
اکنون سر مطلب باز گردیم بعد از ورود بندگان اقدس و بر تخت نشستن بارگـــه
پشاور امر شد از کارگذاران بمردا ولایت که رقم رقم وطایفه بطایفه فوج فوج
بحضور سرکار بلندا قبال سرکار امیر شیر علیخان رسیده سلام کند و تعظیم و تکریم
بجا آرند و تارتق های خود را از حضور بگذرانند چنانچه بهمین منوال طایفه بطایفه
از سادات و علما وتجار واهل کسبه اسلام و بعد از آن از طائفه نصارا وهنود هر کدام
بقاعده وقانون بحضور حاضر میشدند و حاکم ولایت يك بيك از حضور با نام و نشان
با ارمغان های شان گذرانیده از حضور مبارك بهريك از آنها بمناسب بزرگی شان
نوازش و مهربانی دیده بسرافرازی مرخص میشدند لا کن از خلعت و انعام که باید
از حضور سرکار امیر شیر علیخان دادگستری و مرحمت میشد از دولت بهیه انگلیس
مانع بود به عوض نوازش بندگان اقدس حاکم ولایت مطابق بخواهش سرکار
از خزانه دولت و ولایت داده میشد زیرا که بندگان اقدس مهمان پادشاه بزرگ
بودند و اینگونه مخارج که سزاوار حضور سرکار بود با التماس حضور منع شده
از دولت انگلیس داده بباعث سرافرازی دولت خود بدول خارجه میدانستند
با وجودیکه درین خصوص خاطر سرکار همایون ملال آگین بود این امر را منظور
نمیکردند اما بزرگان حضور خود بندگان سرکار از بسیاری التماس دولت مصلحت
دادند بازهم سرکار والا که دایم لك بخش وصاحب بخشش بودند به بسیاری مردمان
بزرگان ولایت خواه مسلمان خواه نصارا وهنود که میبودند از حضور مرحمت و انعام
شاهانه عطا میکردند و بکار گذاران ولایت دلیل و برهان میفرمودند خلاصه کلام
سه روز و سه شب بهمین منوال گذارش یافت که روز ها از صبح الی عصر رفت و آمد
مردم و بزرگان ولایت بحضور سرکار و نوازش فرمودن سرکار در باره اوشان وشبها
بچراغانهای مختلف و آتش بازیهای رنگ رنگ وساز ونواز و سرود و موزیکان
در هر کوچه و بازار و در برزنها و در دیوارها وقصرو قصورها وعمارات از چراغهای
رنگارنگ مملو که گویا شب ظلماتی چون روز روشن منور و روشن گردید خصوص
مردههای مسلمان که اینچنین روز را از خداوند میخواستند و بمراد خویش واصل شدند
و دیدار پادشاه اسلام را دیدند از فرحت و خوشی نمیدانستند که چه خرسندی پیش
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
