BrowsePādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān → page 305

Page 305

Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān · pages 1–469


Page image — the source of record

Scanned page 305 of Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān

Machine transcription

(٤٦) جلد دوم از پاد شاه افغانستان یاری و كمك خواست سر كرده فوج كابل سردار شمس الدين خان مذكور بود سردار شمس الدين خان كـــــه از ورود سردار محمد اسماعیل خان شنید و با خرد ولشكر قلیل خود تاب مقابله و مقاتله ندیده نا چار در بالاحصار خود را حصاری كرد . وسپاه قلیلی که در بالا حصار بركاب خود داشتند. در اطراف قلعه تقسیم كردند لكن چه سود كه در بالاحصار اسبابی كه سزاوار يکماهه قلعه بندى باشد موجود نمیشد و بی عاقبت بود تا اينكه سردار محمد اسماعیل خان با شان و شوكت و لشكر ظفر اثر و مردم بسـیاری از کوهستان كه بركاب شان حاضر بودند بدون خوف داخل شهر کابل شدند و در حدود مراد خانی که نیزديك قلعه محمود خان بود فرود آمدند و خیمه و بارگاه و سرا پرده ها بر پا نمودند شخصی از خدمتگاران معتبر حضور شان عرضداشت نمود که جای لشكر گاه مقابل كلاه فر نگی بالاحصار است ممكن است به ضرب توپ خیمه و بارگاه لشکریان را زیروز بر كند ومتفرق سازد و بهتر آنست که علاج واقعه قبل از وقوع بـاید كرد سرد ا ر محمد اسمعیل خان که تو کل بخداوند داشت وبقید چون و چرا نبودند و در آل جهاندا ری مرد غیوری اندیشه و در نبرد مرد دلاور خود را بمثل رستم می پنداشت واصلا اندیشه جهانداری که لازم وملزوم است بخاطر نمی آورد و در جواب شخص خدمتگار بیان کرد که امروز بندگان ما در جوار فرزند شیر خدا پنا آورنده وخود را از جمله غلامان و مفاصان اهل بيت رسول ا كرم صلی الله عليه و آله میشماریم وچنان اعتقاد کامل داریم که بفضل خداوند آثاری از كدورت بلشكر یان ما از جزوی و کلی نرسد ظاهر است كه خود شما را طينت خالص نیست والا اين بزرگوار دریای غضب مرتضى على عليه السلام است چگونه میگذارد توپ دشمن را که پناه آورنده را اذیت برساندلا كن از درگاه خداوند ومرحمت خود بزرگوار اميد وارم که عنقریب بمراد خویش بندگان ما را برساند و مطلب ما را كه تصرف کابل است بدست آرد وسر افرازی برای ما حاصل سازد ای شخص غافل ديگر باره از خاندان نبوت وو لایت غفلت نو رز ید و امیدوار نوازش باشید خلاصه کلام بعد از اینکه خیمه وسر ا پرده ها بر پا شد ولشكرها جای بجای فرود آمدند لشکریان كابلی را با مردم کوهستان که بر كاب وارد شهر كابل شده بودند از حضور مامور فرمودند که بـاطراف بالاحصارحد بحدو حدود بحدود سر كرده سپاهی رفته تقسيم شوند و بالاحصار را چون نگین بمیان گرفته حصاری سازند و شرط سپاهی گری بجا آرند و متنفسی را واگذار نشوند زیرا که لازمه قلعه بندی چنین است خحوص كوهی است در جانب قبله بالاحصار که كوه عقابین و بلفظ دیكر بالا كوه مى نامند وسر كوى بالاحصار و پیوسته به رواره چوبی میباشد در آنجا توپ های آتش فشان را بالا کنند و جزایر چیان مهر كن و تفنگ چیان شیر افگن که چشم مور را در شب تار به تیردل دوز و تفنگ جانسوز میدوزند مقرر فرمایند که باتفاق توپ درهمان جا استقامت کرده

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān, page 305. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0959/305 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0959/305
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record