Machine transcription
جلد دوم پادشان متاخر (٤٥)
ايبك قبل از وارد شدن لشکر خود را گوشه کرده در كوه ها فراری بودند بهرحال در ايبك هم
لشكريان از تاراج بی بهره نماندند حتی المقدور باز یافت كردند وتصرف نمودند زیرا كـــه
لشكريان بـمثل باز طعمه خورشده بودند و بهر جادست درازی کرده از مال رعيت صرفه نمی نمودند
و باك نداشتند مقصد بهمین طمطراق که سزاوار شان خود دانسته از غضب الهی بــاك
نکرده رفتار ميكرد ند چنانچه از ايبك حركت كرده از راه غوری و كيله كی و دو شی
و خنجان عازم کابل بودند و در تاراج کردن ومال فقرا را بجبر و ستم گرفتن سر مو ئــی
تقصیر نمیکردند تا اينكه در منزل دوشاخ که زیر کوتل هندوکش است رسيد ند و فرود
آمدند و خیمه و خر گاه برپا کردند بعداز آن سردار محمداسماعیل خان لشکریان خود را
از تاراج منع کردند و فرمودند که تا این حدود تعلق بتر کستان داشت بتصرف سردارعالی
مقدار سردار عبدالرحمن خان بود از کوتل با نطرف تعلق بدارالسلطنه کابل میباشد و بندگان
ما را خیال آنست که شهر کابل را تصرف دارم هرگاه خواست خداوند باشد لازم که
مردم اطراف کابل را بدانه ریزی از خود ساخته باتفاق اوشان که مردم سپاه پیشه میباشند
وارد کابل شویم و بیضای الهی شهر کابل را بتصرف درآوریم لهذا روز دیگر از منزل
دوشاخ حرکت کرده از کوتل هندوکش گذشتند و در اول باغات غوربند منزلگاه نمودند
ودیگر راجع بتاراج نشدند و بامردم فقراء رفتار نیکو پیش گرفتند وقضا را در همین
منزل که اول باغات غور بند بود شخصی بحضور سردار محمداسمعیل خان آمده عرضدا شت
کرده که سهراب خان جرنیل که قبل ازین از حضور بندگان سردار عبدالرحمن خان با دوصد
راس اسپ عازم کابل بودند امشب درحدود کوشان استقامت دارند و آسوده قرا رند
درعین غفلت اند و از ورود بندگان شما اطلاعی ندارند هرگاه شبیخون زنند و یکفوج
چپاول اندازند ظاهر است که جرنیل مذکور با اسپ و اسباب بتصرف بندگان عالی در آید
و خیلی ملا زمان حضور از تصرف نمودن اسپ و اسبـــاب آنها مســـرور شـــو نـــد
زيرا كـه جانب وطــن میر وند بخلاصة كلام بعد از عرا يـــض شخص مذ كور سردار
محمد اسمعیل خان چهار صد سوار جرار در ساعت نه بجه شب مامور فرمودند سوا ران
مذکور در ساعت يك بجه شب در فرصتی که سهراب خال جرنيل وملازمان مذكور درعین
استراحت آسوده بخواب رفته بودند که چون بلای ناگهانی چهار صد سوار چپـــاول زدند
اول در بالای خیمه جرنیل رسیده در عالم رویاء بدست آوردند ومحبوس فرمودند و اسپ
و اسباب شان را بتاراج گرفتند و جمیع ملا زمان جرنیل را اسیر کردند و بفتح وفيرو زی
واپس مراجعت کرده وارد لشکر گاه خود شدند روز دیگر از آنجا کوچیده کوچا کوچ
د ا خل کو هستان شدند و با مردم کوهستان را بطه سابقه داشتنـــد زیرا که در سابق
سردار محمد ا مین خان مرحومی حاکم کوهستان بودند و بسیاری نمك پرورده وخدمتگار
شان از آن سبب بعد از ورود سردار محمد اسمعیل خان مردم بسیا ری جمع آمده کمر
بخدمت بستند بر کاب سردار محمد اسما عیل خان روانه دارالساـ طنه شهر کابل شد ند
سردار شمس الدین خان که حسب الامر سر کار حاکم شهر کابل بودند و شخص بزر گ
کهن سال جنگ دیده وصاحب تدبیر محسوب میشدند چنانچه در زمان امیر کبیر که واجعه سنگ
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
