Machine transcription
(۲۷)
پادشاهان متاخر
از طی مراحل و قطع منازل بفتح و فیروزی وارد شهر قندهار شده بر تخت احمد شاهی بر قرار
نشستند و شکریت خداوند را لحظه بلحظه بادا رسانیده روزی چند داد عیش دادند و بعشرت
نشسته اکنون رویدا سردار محمد عزیز خان که از کرشک بحضور سر کار همایون
امیر شیر علیخان در هرات فرستاده بودند وارد حضور شده از نظر کیمیا اثر بنوازش
پدرانه گذشتند و مرحمت پدرانه دیدند چنانچه در نزدیک مسند حضور امر به نشستن کردند
از هر گونه تسلی فرمودند و منزل لایق و جای مناسب مقرر نمودند و پنجاه نفر از یلتن و پنجاه
نفر از ارساله مامور کردند که شب و روز بخدمت کوشیده فرمان برداری کنند و حاضر
حضورشان باشند و دولت خداداد بنده گان سر کار را از خود دانسته سر کار اشرف اقدس
والا را پدر مهربان و خود را فرزند عزیز بدانند ار تفا ییرا ت از لی امر یست که از جانب پروردگار
فی ما بین برا دران اتفاق افتاده نادیده بود که از پرده غیب چه بظهور میرسد خلاصه
کلام سرحسن و مقعمة كرشك باز کردیم لهذا بعد از فتح كبر شك وقندهار بنده گان
سر کار هر روز در شکریت خدا وندی می افزود بدرگاه ایزدی عجز و عاجزی می نمود
تا اینکه عریضة ثانی از قندهار سردار محمد یعقوب خان فرستادند و عرضه داشت نموده
بودند که از فضل خداوندی و اقبال بندگان سردار داخل قندهار شده الا حدود مقر
بتصرف دولت خدا داد قوی شوکت در آمد چنانچه حاکمان دانشمند بهر حدود و سرحدات
فرستاده شد که محافظت دارند و از طرف دشمن و رویدادشان کما حقه یومیه اطلاع یا بند
و عرضه بدارند اطلاع به حضور فیض ظهور عريضه فرستاده شد مخلصرسخن بعد از عریضه ثانی
سردار محمد یعقوب خان بندگان سرکار سفر خیریت اثر قندهار را بخود مصمم نموده
در مدت روزی چند از جمیع امورات هرات و لشکری آسوده خاطر ساختند و یکمقدمه دیگر
نیز شکست و ریخت افواج را که بنظر انور رسیده از جزوی و کلی سرشته کردند و انجام
دادند چون از همه امورات کلیه فارغ شدند بهزاران بساعت نيك ونيت خالص از شهر
هرات برآمده بارگاه و سراپرده بدر وازه قندهار زدند و سه روز دیگر توقف کردند
روز چهارم بفتح و فیروزی با لشکر ظفر اثر از منزل مذکور حرکت فرموده
شب و روز مرحله پیما و دند و بسرعت طی مراحل و قطع منازل می فرمودند تا اینکه وارد فراه شدند
دو روز دیگر استقامت کردند تا اسپ و آدم قدری آسوده شدند بعد روز سیوم مراجعت کرده
منزل بمنزل میرفتند تا زمانی كه بيك منزلی قندها ر رسیده فرود آمدند و بارگاه برپا کردند
سردار محمد يعقوب خان و فرا مرز خان سیاه سالار که با فتح و فیروزی صاحب حکومت و لشکر دار
در قندهار بودند امر کردند که جمیع فقراء ورعیت از سادات و علما و تجار و اهل کسبه طایفه
بطایفه از دروازه هراتی برآمده صف بصف ایستاده انتظار ورود سرکار داد گستر رعیت پرور
باشند و از جانب دیگر افواج نظامی از توپ خانه و پلتن و رساله و خاصه دار و سوار ملکی را
فرمان کردند که صف ها راست کرده بقاعده و قانون ظاهر فوجی با توپخانه جاء بجاء ایستاده
انتظار ورود بنده گان اقدس باشند چنانچه فردای آن روز جمیع سپاه وفقرا بامر سردار
محمد یعقوب خان در بیرون شهر بدروازه هرات بر آمده جابجا ایستادند تا اینکه سر کار
روشن ضمیر پادشاه قوی شوکت امیر شیر علیخان چون خورشید تابان از دور نمایان شدند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
