BrowsePādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān → page 297

Page 297

Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān · pages 1–469


Page image — the source of record

Scanned page 297 of Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān

Machine transcription

(۳۸) جلد دوم و افواج نظامی با مر سالار کل فرامرزخان سپاه سالار سلا می گرفتند چون بنده گان اقدس به نصف لشکر نزول اجلال فرمودند توقف کردند لا کن بقدرت کامله خداوندی از توپ زدن و دود توپ زمین لشکر گاه سیاه و تاريك شده بود اضافه بران آواز کوس و کرنا از هر جانب بصدا در آمده بیمه نقاره ها گوش فلك كر شده جهانی را فرا گرفت تا مدت یکساعت بهمین منوال آواز کوس و کرنا وموزیکال بالا بود بعد از ان که سلامی تمام شد ودودتوپ فرو شست و روشنی پیدا شد بعد بنده گان سر کار از اول سپاه داخل لشکر كيا، شد از افسر و سپاهى يك بيك احوال پرسی نموده نوازش پدرانه فرمودند و آهسته قدم زده فرحان و شادان میرفتند تا صف لشکریان آخر شد و نوبت بفقر ا رسید هم چنان از سادات و علما و فضلا قاضی وقضات وتجار و اهل کسبه از خرد دو بزرگ نوازش پدرانه و محبت مشتاقانه فرموده دعا و فاتحه گرفتند بعد از ان از سیاه و فقراء كلهم در باره پادشاه دعا کردن و امین گفتند و از دیدار پادشاه که مشتاق بودند مسرور شدند و فتح و ظفر پادشاه عدالت پرور از درگاه خداوند غفار بدعای خالص می خواستند مرحمت شهریاری باسیاه و فقراء به حدعت در بیرون شهر طول کشید زمانی که داخل شهر شدند از دروازه شهر الّا ارك هم چنان خلق انبوه از زن و مرد و خورد وبزرگ جمع آمده بودند که در و دیوار و کوچه و بازار مملواز آدم بود و راه گذشتن باقی نمانده بود زیرا که تمامی مشتاق نگاه پادشاه فقراء نواز رعیت پرور بودند پادشاه عدالت گستر نیز از دروازه شهر الی دروازه ارك باپیر و جوان وخورد وبزرگ وشاه و گدا بزبان مهر و عطوفت جوش مرحمت کنان آهسته میرفتند و بازن ومرد محبت می کردند و ذوق مردم فقراء چنان جاذب بود که گو یا عمری اینچنین دولت عظمی را ندیده بودند و تازه بدیدار پادشاه خدا جوی رسیده باشند تا اینکه بدولت و اقبال وارد ارك شده بر تخت دولت ابدیی برقرار گردیدند و شکرانه گی بدرگاه خداوند قهار و پروردگار غفار و خالق عز و وقار باد آر جایده زر و دیگر مرد. فقراء فوج فوج طایفه بطایفه از سادات وعلما وتجار واهل كسبه بحضور انور رسیده از مقدا نهای خود را بمعرفت سردار محمد یعقوب خان از حضور گذرانیده دعاو فا تحه کر ده بخلعت های فاخره سرافراز شده مرخص می شدند چون از سلامی مردم چه از سپاه و فقراء فارغ شدند چند روز بعیش وعشرت گذرانده داد عیش دادند وشکر اندگی خدا وند شب را بروز آوردند و شب ها بچراغان و آتش بازی کوشیدند مختصر کلام مدت یکماه بهمین منوال از شاه و گدا گذرانده خورسندی تمام حاصل میکردند و آسوده نشستند لا كن بنده گان سکندرشان سر کار امیر شیر علیجان به همان روز که داخل قندهار شده برتخت احمد شاهی نشستند فورا" بدربار گهربار بحضور مردم سردار محمد یعقوبخان و فرامرزخان سپاه سالار امر کردند و فرمودند که توقف بنده گان سر کار در شهر قندهار پانزده روز است امیدوارم که روز شانزدهم از قندهار حرکت فرموده بجانب کابل روانه شویم بنابران شما اطلاع داده شد که باید در مدت موعود از جمیع سرشته وانجام لشکر خودرا آماده سازید چنا نچه هیچ کاوی باقی نماند لہذا بنا بر امر بنده گان اقدس سردار عالی سردار محمد یعقوب خان وفرامرز خان سپاه سالار تمامی سرشته لشکریان را از مرزی و کملی انجام داد بفرموده سر کار شهریار بنده گان اقدس در بیرون شهر قندهار بدروازه کابل لشکرگاه کرده

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān, page 297. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0959/297 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0959/297
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record