Machine transcription
(۲۲)
سلطان احمد خان دعای بد کردند و نفرین نمودند و خود بندگان سرکار از غضب وغیض می لرزیدند چنانچه امر نمودند که بعد ازینکهفته از جلال آباد حرکت کرده تا دروازه هرات توقف نخواهم کرد بعد از آن عنان اختیار در قبضه اقتدار پرور دگار است .
مصرع « تا یار که را خواهد و میلش به که باشد » مختصر کلام بعد ازینکهفته چون امر سر کار شده بود از جلال یاد بساعت نيك حرکت فرمائیده منزل ومراحل طی فرموده عازم دارالسلطنه شهر کابل گردیدند اتفاقاً روز ورود کابل روز عید صیام بود و بامر حاکم اول لشکر نظامی و دوم اعزه واشراف کابل از شاه و گدا از خورد و بزرگ از پیر وجوان در حدود سیاه سنگ تا نزديك بالاحصار جمع آمده حد بحد بقاعده وقانون از ملکی ونظامی صف کشیده امیدوار دیدار پادشاه رعیت پرور بودند و قاضی خان علوم وعلماء وسادات چنان مصلحت دیدند که در حدود سیاه سنگ بحضور پادشاه قوی شوکت نماز عید را خوانده پادشاه خداجوی خود را دعا وفاتحه بدهند وفتح ونصرت هرات را از خداوند طلب دارند تا اینکه بندگان اشرف اقدس امجد ارفع در حدود سیاه سنگ رسیدند چون ابتداء لشکر نظامی ایستاده بودند بمجرد دیدار پادشاه سلامی گرفتند وتوپهای آتشفشان را بصدا درآوردند چنانچه هشتپات سلامی کردند بعد از آن پادشاه عدالت گستر بالای افواج نظامی رفته بايك يك از طریقه پدری احوال پرسی نموده چنانچه باالفت ومهر اظهار شفقت می کردند و می گذشتند که حد واندازه نداشت تا اینکه از لشکر نظامی در گذشتند وبه نزديك اعزه و اشراف کابل رسیدند ومردم نیز تعظیم وتکریم پادشاه خود را بجا آوردند و از صدق دل دعا وفاتحه کردند بعد ازدعا وفاتحه که مردم کابل درباره پادشاه خود نمودند خان علوم که قاضی بزرگ کابل وبزرگان علما و اشراف شهر کابل جمله بحضور بندگان سرکار آمده سلام کردند وعرضه داشت نمودند که خلق کابل از خرد وبزرگ وشاه وگدا، انتظار قدوم سرکار ذوی الاقتدار میباشند ومنتظرند که نماز عید را بحضور سرکار اقدس خوانده درباره پادشاه رعیت پرور خود که از هزار پدر مهربان تر است دعا وفاتحه بدهند زیرا که آرزومند چنین روزی بودند در آنوقت سرکار والا بحوزه فیل سوار بودند از بالای حوزه فیل به آواز بلند بمردم کابل خطاب کردند که ای خلق الله وای بزرگان کابل وای برادران دینی وای دوستان قدیمی که جمیع شمایان بمثل پدر وبرادر وفرزند سرکار همایون میباشید امروز که پادشاه شمایان من میباشم اول اینکه باشمایان در کابل بطریق برادری عمر گذرانده ام ومردم يك ولایت هستیم وشما را وعیال واطفال شمارا جمله از خود می دانم و خود را وعيال وفرزندان خود را از شمایان میدانم و فرق نمیدانم اینست که با خداوند عهد بسته ام که هرگاه حیات مستعار باقی باشد وازدعای شمایان داخل هرات شوم در مسجد جامع هرات نماز عید را بادا رسانیده در باره شما مردم ولایت خودم که کابل باشد وجمله برادر وفرزند سرکار میباشید دعا کنم وباردیگر دیدار شمارا آرزومندم که بعد از فتح هرات به بینم بهمین آرزو اراده بخیر دارم تا خواست خداوند چه باشد اکنون التماس می دارم که شما مردم کابل غم شريك وشادى شريك پادشاه خود میباشید از طرف من مرخص هستید رفته نماز عید را خوانده درباره پادشاه دعای خالص کنید وفتح هرات که نیکنامی وسر افرازی پادشاه است از خداوند طلب نمائید ودعا کنید که الله تعالی در عمر پادشاه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
