Machine transcription
(۱۴)
شما بیفزاید و درمرگک مهلت بدهد تا شهر هرات بتصرف در آید و عهد یاد شاه شما که باخداوند بسته است باداء رسانده شود اکنون شما مردم که بمنزله برادر و فرزند پادشاه خود میباشید و پادشاه امروز اراده رفتن سفر هرات دارد وعازم رفتن است از شما مردم دو التماس میدارم اول اینکه اتفاق را جایز شمرید که از اتفاق جمیع کمالات بسته کشاده میشود ومهمات دشوار آسان میگردد ورضامندی خداوند در آن است « » آری باتفاق جهان میتوان گرفت» دوم ولایت خودرا از دستبرد دشمن محافظت دارید وشرط احتیاط بجا آرید که دشمن به ولایت شما دست نیابد این هم وابسته باتفاق است اکنون سردار محمدعلیخان که فرزند سردار شیرعلیخان و نواسه من است برای شما حاکم میکنم ارم و خورد سال است او را و شما را در پناه خداوند سپرده میروم تا خداوند چیزی که خواسته باشد بظهور میرساند اما بخاطر نرسانید که سردار محمد علیخان حاکم است شما بزرگان ولایت حاکم وصاحب اختیارید وسرکار والایك ورعيت ولايت را از شما میداند و بازخواست میدارد از سردار مذکور اسمی است که نواسه من است باقی شما را با خورد وبزرگ و شاه و گدا و پیر وجوان با خداوند سپردم به اعظما وسادات جملگی درباره پادشاه دعا کرد » خلص سخن چون مردم کابل دعا داده سر کار امیر دوست محمد خان از نزد مردم روانه شد ومخلوق کابل از نوازشات شاهانه ومهربانی های پدرانه پادشاه اظهار تشکر کرده به نماز عید رفتند و نماز خواند با جمیع خلق درباره پادشاه خوددعا کردند ومتفرق شدند لاكن سر كار همایون قال به مردم هم سفر ؟ « مامور هرات بودند امر نموده بودند که در شهر کابل داخل نشده در ابله شهر بحدود در یوری رفته فرود آیند ومنازل گاه کشند وخود بندگان سرکار چون ماه تابان وخورشیدنمایان در موزه فیل چون سبکتکین نشسته از دروازه لاهوری داخل شهر فردوس مانند شده از مابین کوچه و بازار عبور کردند وبازن ومرد کابل که در کوچه وبازار وسر راه ها ایستاده ومنتظر بودند اظهار محبت پدرانه فرموده دعا میکردند و دعا میگرفتند و میگذشتند تا در دریوری باشکر گاه رسیدند و بخیمه و بارگاه خسروی فرود آمدند و بزیادت شاهی نشستند و خاصی از کردراه بیاسودند بعد از آن عمله باشی را بحضور طلب کرده امر کردند که به مردم لشکری خبر رسانند که توقف کابل بیست روز است باید در مدت مذکور سررشته سفر خود را انجام بدهند وبدانند که روز بیست و یکم روز حرکت است و سرکار والا بتوكل خـــداونـــد از دریوری روز موعود مذکور حرکت فرما شده کوچا کوچ عازم سفر خیریت اثر خواهدشد ودرهیچ شهر ودیار بدون امر ضروری توقف نخواهم کرد تاخواست خداوند چه باشد «
فصل دوم در بیان رفتن بجانب هرات و مقدمه نمودن وهرات را تصرف کردن و گزارشات آن در تاریخ سنه یکهزار و دو صد و هفتاد هشت
هجری
لهذا بعد از امر امیر والا تدبیر جمیع لشکریانی که مامور سفر بودند امورات خود را سر رشته کرده آماده سفر خیریت اثر شدند وخود بندگان سرکار بعد از یکهفته کــــه از دیگر امورات لشکر و لشکریان و چندین کارهای دولتی فارغ شدند واراده رفتن
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
