BrowsePādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān → page 289

Page 289

Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān · pages 1–469


Page image — the source of record

Scanned page 289 of Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān

Machine transcription

(٣۰) جلد دوم برآمدند يك فوج بجانب لشكرگاه قندهار راهی شدند و دیگر افواج بلشکر در آویختند وخودسالار بالشکرهای شکست خورده که سراسر تدبیری بود و از فضل خداوند مقابل به تقدیر افتاد بازگشته روبجنگ آوردند و جنگ پیوستند عاقبت لشکر قندهار را چون یک تن ما بین گرفتند و كوك شکار کردند لاكن نادر ثانی که نامجربه کار بودند و با خود این گرفتاری که لشکرهای خود را گرفتار پنجه بلا می دیدند بازهم از كمال غیرت ومردانگی وجودمبارك چون سد سکندر بمیدان جنگ ایستاده لشکر خود را تحریص بجنگ میکردند و متوجه گیر و دار جنگ بودند که ناگاه از لشکرگاه شخصی رسد خبر داد که لشکر گاه قندهار را افواج هرات چپاول زده بتاراج بردند و قتل بسیاری نمودند سردار جوان بخت ونادر تاج وتخت از شنیدن این خبر سخت متفکر و پراگنده شدند و دانستند که سخن ناصحان برحق بود و فریب دشمن یکبار رفت اضافه بران لشکر حضور را که در دید و آنهم از جنگ بازمانده نه دست ستیز و نه پای گریز دارند در جنگ جاه متحیر و پراگنده استاده و از جنگ دست کشیده اند وبی هوشانه بهر جانب می نگرند و باقی تمامی لشکر بهر جانب در بدر بعضی بطرف دشت و بیابان دوان دوان و برخی بجانب کوهسار متفکر و حیران حیران و بسیاری غریق دریای محیط و طعمه نهنگان و باقی در میدان جنگ بخون خود غلطان غلطان و بسیاری زخمی و مجروح در جنگ جاه نگران نگران و دیگران بدست دشمن اسیر و جانب لشکر گاه دشمن روان روان واسپ وعراق ولباس برکمر قلیلی از خدمتگاران جان فداء باقی مانده بودند که باطراف سردار دلاور و نادر کشورگیرو کشور بخش و سرور بی تدبیر ایستاده بودند و شاهزاده جوان بخت اعنی نادر تاج بخش چون آفتاب تابان و چون ماه درخشان در بالای حوزه فیل نمایان سوار لاكن همچنان که سوار حوزه فیل بودند با خدمت گذاران قلیل باشوکت نادری هنوز هم مائل بجنگ بودند و خواهش بمقدمه داشتند زیرا که در دلاوری ومردانگی شهره آفاق و در شمشیر زنی مشهور و طاق بودند آیا چه شود . فرد هر که در کارها شتاب کند خانه عقل خود خراب کند شاعری گوید : هر کرا دانش است بسیاری نکند بی مشورت کاری واستاد دیگر می فرماید : درین زمانه که بردوست اعتمادی نیست چگونه غمره توان شد بگفته دشمن وشاعر دیگر نوشته است : خلاصه کلام مدت شش ساعت کامل مقدمه شد لاكن مقدمه ئی که سراسر بو قلمون ومتفرقه بهرحال نادر صاحب شوکت و بهادر مردانه صفت ملاحظه کرد که کار از کار گذشته و دست ستیز کوتاه است وگریز کردن عین خطاست متفکر ومتحیر در بالای حوزه فیل با پنجنفر خدمتگار ایستاده بهر طرف نگاه حسرت آلود میکردند و غریق بحر حیرت

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān, page 289. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0959/289 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0959/289
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record